• تاریخ : ۳۱ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

با روزه متناوب می توانید کاهش وزن دهید

با روزه متناوب باعث کاهش وزن شویم

اگر روش های مختلف کاهش وزن را انجام داده اید و نتوانسته اید به نتیجه دلخواه برسید پس بهتر هست به دنبال روشی جدید باشید.

شاید در ماه های اخی بسیا تلاش کرده اید که چند کیلو وزن کم کنید و هنوز به هدفتان نرسیده اید. پس این مطلب را بخوانید.

در مطالعات جدید در مورد سوخت و ساز سلولی راهی جدید، موثر و کاملا بدون درد برای کم کردن وزن شناسایی شده هست که حتی نیازی نیست در چیزی که میخ ورید تغییری دهید.

۱۰ تا ۱۲ ساعت باید بدون غذا بمانید، به این صورت که صبحانه را باید ساعت حدود ۸ صبح بخورید و تا ساعت ۶ عصر دیگر چیزی نخورید و سپس از ساعت ۸ شب به بعد می توانید مواد غذایی به بدن برساند تا باعث کاهش وزن شوید.

در این مطالعه عادات غذایی روزانه افراد شرکت کننده بررسی شد و محققان دریافتند که آنها در طی ۱۵ ساعتی که بیدار هستند در حال مصرف کردن مواد غذایی هستند. اما وقتی این افراد مصرف مواد غذایی خود را بین ۱۰ تا ۱۲ ساعت فاصله در روز به ۱۶ هفته محدود کردند، البته بدون اینکه تغییری دیگر در برنامه غذایی خود داشته باشند، در حدود ۳ کیلوگرم وزن کم کردند، انرزی این افراد بیشتر شده بود و خواب راحت تری داشتند. بهترین بخش این تحقیق آن بود که این کاهش وزن سال‌ها دوام داشت.

این تحقیق اولین تحقیق در این مورد نبود. تحقیقات قبلی هم نیز حاکی از این بود که این نوع روزه متناوب، چرخه بین خوردن و نخوردن، به افراد در وزن کم کردن و سوزاندن چربی های اصفاه کمک می کند، قند را کنترل می کند و خطر ابتلا به دیابت را هم کاهش می دهد.

اما آیا واقعا با محدود نمودن ساعات خوردن غذا، ممکن هست به چنین کاهش وزنی برسیم؟ ساده ترین توجیح از زبان ساتچین پاندا این هست که مادامی که افراد خوردن خود را زودتر متوقف کنند، جذب غذا هم کمتر می شود.

مثلا اگر شما شیرینی کمتری بخورید در طول شب و هنگام تماشای تلوزیون، انرژی بیشتری دارید، سپس از مصرف مواد غذایی پس از ۸ ساعت اجتناب کنید، ان کالری تهی حذف می شود و در عین حال مانع از اختلال عملکرد کبد و همچنین کاهش قندهای پرخطر بدن می شوید.

از دیگر دلایل بالقوه‌ که حاوی تاثیرات مثبتی هست: افزایش میزان زمان روزه در طول شب تاثیر مثبتی بر ریتم شبانه‌روزی بدن دارد که کیفیت خواب را بهبود بخشیده و بر عملکرد ژن‌ها که درگیر متابولیسم و سوخت و ساز بدن هستند، تاثیر مثبت دارد.

پس دست به کار شوید، و گردونه را بچرخانید. در نهایت، این روش نه تنها آسیبی به شما نمی‌رساند، بلکه سالم‌تر از نوشیدنی‌های خالص هست.

» همچنین بخوانید :

تاثیر روزه بر بیماری های گوارشی و کبدی

روزه گرفتن و از بین رفتن شکم بزرگ

روزه گرفتن چه تاثیری بر بدن دارد؟

با روزه گرفتن خیلی راحت لاغر شوید

  • تاریخ : ۳۱ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

خبری مهر: مسافران هواپیماهای ۷۷۷ بوئینگ احتمالا به راحتی می توانند بدون آنکه مسافتی طولانی را با اتوبوس طی کنند، نزدیک دروازه های ورودی فرودگاه از هواپیما پیاده شوند.

بوئینگ هواپیمایی با بال‌های تاشونده می‌سازد

این درحالی هست که بال های این هواپیما بزرگتر هست و به همین دلیل راهبری هواپیما در ترمینال ها سخت تر خواهد بود.

اما این شرکت تاییدیه سازمان هوایی فدرال برای استفاده از بال هایی را دریافت کرده که لبه آن تا می شود. به این ترتیب هواپیما می تواند در دروازه های فرودگاهی که به اندازه مدل بویینگ ۷۷۷باشد، توقف کند.

پس از فرود بویینگ ۷۷۷X ،لبه های بال به سمت بالا می چرخند.

در همین راستا بلومبرگ نیز در گزارشی اشاره می کند این هواپیما تنها مدل تجاری هست که چنین ویژگی دارد. البته بعضی هواپیماهای کوچکتر مانند نمونه های نظامی چنین ویژگی دارند.

ناسا نیز مشغول آزمایش بال هایی با لبه تاشونده هست که میانه پرواز تغییر می کنند و برای پروازهای مافوق صوت کارآمد هستند.

درهر حال بال های جدید از کامپوزیت فیبرکربنی ساخته می شوند که قدرتمندتر و سبک تر از بال های فلزی معمول هست. به این ترتیب می توان عرض بال را از ۲۳ به ۲۳۵ فوت رساند و در نتیجه پرواز کارآمدتر خواهد بود. از سوی دیگر این عریض ترین بال هایی هست که بویینگ در یک هواپیما به کاربرده هست.

  • تاریخ : ۳۱ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

به گفته خبرنگار ایلنا، مراسم رونمایی از سرود تیم ملی فوتبال کشورمان برای حضور در جام جهانی روسیه عصر امروز یکشنبه ۳۰ اردیبهشت با حضور اهالی فوتبال و هنرمندان در تالار وحدت برگزار شد.

از جمله هنرمندان حاضر در این مراسم می توان به محمود پاک نیت، امین زندگانی و همسرش الیکا عبدالرزاقی مجید قناد، عنایت بخشی، اصغر همت، عبدالجبار کاکائی، جلیل فرجاد، اسماعیل خلج، پوریا امینی و… اشاره کرد.

از مدیران نیز می‌توان به سیدرضا صالحی‌امیری رییس کمیته ملی المپیک، سید محمد مجتبی حسینی معاون هنری وزارت ارشاد و علی ترابی مدیرکل دفتر موسیقی می‌توان به اینها اشاره کرد.

بازیکنان تیم ملی و سرمربی آن کارلوس کی‌روش، علی دایی و احمدرضا عابدزاده دیگر مهمانان ویژه این مراسم بودند.

اولین سخنران مراسم مهدی تاج رییس فدراسیون فوتبال بود. سپس کلیپی از ساخت سرود تیم ملی پخش شد و بعد از آن علی‌اکبر صفی‌پور مدیرعامل بنیاد رودکی روی صحنه رفت. او در صحبت‌های کوتاهی گفت: این آیین باشکوه پیوند میان هنر و ورزش هست. در این رویداد برای اولین‌بار ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی دست به دست هم داده و ۴ قطعه تولید کردند.

وی متذکر شد: دو قطعه اول بی‌کلام هست و توسط شهرداد روحانی ساخته شده که به بازیکنان تیم ملی تقدیم شد. قطعه سوم را فریدون شهبازیان ساخته‌اند براساس شعری از عبدالجبار کاکائی با صدای سالار عقیلی و در قطعه چهارم نیز که “یازده ستاره” نام دارد سالار عقیلی از حضور بابک زرین به‌عنوان آهنگ‌ساز و احسان افشاری به‌عنوان شاعر بهره برده هست.

سخنران بعدی این مراسم کارلوس کی‌روش سرمربی تیم ملی فوتبال ایران بود که با دعوت از علی دایی روی سن از فدراسیون درخواست کرد او را به‌عنوان سفر دایم فوتبال ایران در جهان منصوب کنند.

بعد از آن محمدرضا داورزنی معاون ورزش قهرمانی و حرفه‌ای وزارت ورزش و جوانان روی صحنه آمد.

در ادامه مراسم سید محمد مجتبی حسینی معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: جهان جدید جهان رویدادهاست و در این رویدادهاست که سازو‌برگ ساخته دست آدمیان به چشم می‌آید. جام جهانی نیز یکی از این رویدادها هست. فوتبال پدیده بزرگ هست که علاقه‌مندان بسیار دارد. موسیقی نیز به همین صورت هست و علاوه بر آن نیازی به ترجمه شدن ندارد. پیوند مبارک میان این دو عنصر محبوب فرصتی منغتم هست تا ما تصویری کامل و دلپذیر از خود به نمایش بگذاریم.

او همچنین افزود: ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی در حرکتی درست بدون استفاده از بودجه دولتی و با بهره‌گیری  از اسپانسر خصوصی قطعات ویژه تیم ملی برای حضور در جام جهانی ۲۰۱۸ را تولید کردند.

سپس نوبت به اجرای ارکستر سمفونیک به رهبری شهرزاد روحانی رسید. او ضمن تصحیح اسامی قطعاتش که علی اکبر صفی پور به اشتباه معرفی‌شان کرده بود، گفت: قطعه اول “زنده باد تیم ملی” نام دارد و قطعه دوم “سرود قهرمانان”. پس از اجرای این دو قطعه توسط ارکستر سمفونیک، سالار عقیلی برای خواندن قطعه‌ای که به آهنگ‌سازی فریدون شهبازیان ساخته شده بود روی صحنه آمد.

سالار عقیلی دو قطعه با نام‌های “یازده ستاره” و “پیروزی خورشید” را اجرا کرد و در پایان ارکستر سمفونیک قطعه بی‌کلامی را با تنظیم عرفان وکیلی به کارلوس کی‌روش تقدیم کرد.

  • تاریخ : ۳۱ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

در کمتر از یک ماه مانده به شروع رقابتهای جام جهانی فوتبال تیم های حاضر در این رقابت ها بار و بندیل خود را میبندند و عازم روسیه میشوند. تیم ملی ایران نیز با انتخاب نفرات خود برای بازی در این رقابت ها بعد از بازی بدرقه دیشب امروز به ترکیه برای انجام بازی دوستانه سفر کرد.

در آستانه بازی های جام جهانی هستیم و تیم های حاضر در جام حهانی برای حضور بهتر
در این رقابت مهم ورزشی با انجام اردوها و بازی های دوستانه در حال آماده سازی هستند.
در این میان تیم ملی فوتبال ایران تیز برای حضور شایسته و در خور شان نام ایران
در روسیه، مراحل آماده سازی و اردوهای تیم ملی خود را زمستان آغاز کرده هست.
تیم ملی ایران با سرمربی گری کارلوس کیروش پس از انجام بازی دوستانه
با تیم ملی فوتبال ازبکستان به عنوان بازی بدرقه تیم ملی به رقابت های جام جهانی
انجام داد و صبح امروز به کشور ترکیه برای انجام بازی دوستانه با تیم ملی این کشور
راهی شد و ساعاتی پیش لیست ۲۴ نفره تیم ملی اعلام شد. تیم ملی فوتبال ایران
در این روزهای باقی مانده به جام جهانی بازی های دوستانه با تیم هایی نظیر یونان
انجام خواهد داد. رقابت های جام جهانی در ۲۳ خرداد با بازی افتتاحیه روسیه و عربستان آغاز میشود.

 تیم ملی فوتبال

فهرست ۲۴ نفره بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در اردوی استانبول ترکیه اعلام شد.

 توپ جام جهانی روسیه

تیم ملی فوتبال

کارلوس کی روش سرمربی تیم ملی فوتبال اسامی ۲۴ بازیکن حاضر در اردوی ترکیه را به شرح زیر اعلام کرد:

دروازه‌بان‌ها:
علیرضا بیرانوند(پرسپولیس)، رشید مظاهری(ذوب‌آهن)، امیر عابدزاده(ماریتیمو)

مدافعان:
علی قلی‌زاده(سایپا)، مجید حسینی(استقلال) میلاد محمدی اخمت گروژنی، محمد خانزاده(پدیده)، مرتضی پورعلی‌گنجی(السد)، پژمان منتظری(استقلال)، رامین رضاییان(اوستنده)، روزبه چشمی(استقلال)

بازیکنان میانی:
احسان حاج‌صفی(المپیاکوس)، کریم انصاری‌فرد(المپیاکوس)، مسعود شجاعی(آ.اک آتن)، مهدی ترابی(سایپا)، امید ابراهیمی(استقلال)، سعید عزت‌اللهی(روستوف)

مهاجمان:
علیرضا جهانبخش(آلکمار)، اشکان دژآگه(ناتینتگهام)، مهدی طارمی(الغرافه)، رضا قوچان‌نژاد(هیرنوین)، سامان قدوس(اوسترشوند)، سردار آزمون(روبین‌کازان)، وحید امیری(پرسپولیس)

همچنین سیدجلال حسینی (پرسپولیس)، وریا غفوری( استقلال تهران)، سیدحسین حسینی(استقلال تهران) و کاوه رضایی(شارلوا بلژیک) در فهرست استندبای تیم ملی قرار دارند و در صورت مسدومیت بازیکنان لیست ۲۴ نفره میتوانند جایگزین آن بازیکنان شوند. فهرست نهایی تیم ملی فوتبال برای حضور در جام جهانی ۴ جون به فیفا اعلام خواهد شد.

  • تاریخ : ۳۱ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

رویا نونهالی

تصویر رویا نونهالی و همسرش

بیوگرافی رویا نونهالی و تصویر های خانوادگی این بازیگر زن

رویا نونهالی بازیگر زاده ۲۴ بهمن سال ۱۳۴۱ در یکی از روستاهای مازندران  هست. او کارگردان تئاتر، سینما و تلوزیون نیز می باشد. او به زبان فرانسوی و انگلیسی مسلط هست. رویا نونهالی لیسانس نقاشی نیز دارد.

او پس از ورودش به سینما بلافاصله سیمرغ بلورین را از هفتمین جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۶۷ برای بازی در فیلم عروس خوبان دریافت کرد. او باز هم به دلیل بازی کوتاه در فیلم بوی کافور عطر یاس سیمرغ بلورین را از آن خود کرد.

رؤیا نونهالی در سال ۱۳۹۵ جزو داوران سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر بود.

رویا نونهالی

همسر رویا نونهالی

همسر او رامین فاروقی هست که وی مستند ساز معروف ایرانی هست و متولد سال ۱۳۴۵ هست. حاصل ازدواج آنها یک دختر هست. آقای حیدری فارغ التحصیل رشته کارگردانی و فوق لیسانس پژوهش می باشند بیشتر ایشان را با مستند های زیبایی که می سازند می شناسیم همچنین در کارگردانی و کار های مربوط به سینما تلویزیون نیز دستی در کار دارند

رویا نونهالی

دلیل کم کاری رویا نونهالی چیست؟

او میگوید که خیلی از همکاران من برای دیده شدن حتی حاضر هستند حقوق نگیرند ولی من برای خودم ارزش قائلم و نمی توانم در اینگونه کارها ظاهر شوم.

رویا نونهالی

فعالیت بازیگر رویا نونهالی

او سال ۶۲ وارد حرفه بازیگری شد و بازی در تئاتر را شروع کرد. او در سال ۱۳۶۶ با حضور در فیلم یار درخانه و … ساخته خسرو سینایی وارد سینما شد. در سال ۱۳۸۱ با بازی در نقش ناتاشا در سریال خواب و بیدار بسیار معروف شد.

آغاز فعالیت هنری از سال ۱۳۶۲ با بازیگری تئاتر. فعالیت در سینما از سال ۱۳۶۶ با حضور در فیلم «یار در خانه و…» ساخته خسرو سینایی. بازی در تلویزیون سال ۱۳۸۱ با مجموعه «خواب و بیدار» که باعث شهرت بیشتر وی شد.

رویا نونهالی

فیلم های سینمایی

وقت رؤیا (۱۳۹۶)/ هلن (۱۳۹۴) / مشکل گیتی (۱۳۹۴) / نیمه شب اتفاق افتاد (۱۳۹۴) / کفشهایم کو؟ (۱۳۹۴) / اعترافات ذهن خطرناک من (۱۳۹۳) / داره صبح میشه (۱۳۹۳) / دلم می‌خواد (۱۳۹۳) / نیم‌رخ‌ها (۱۳۹۳) / تراژدی (۱۳۹۲) / پشت در خبری نیست (۱۳۸۸) / شنبه‌ای که گذشت / پری دریایی / صداها (۱۳۸۷) / نیلوفر (۱۳۸۷) (۲۰۰۸) / خاک آشنا (۱۳۸۶) / هفت شب / مانا (۱۳۸۶) / نیلوفر (۱۳۸۶) / گاهی به آسمان نگاه کن / عصر جمعه (۱۳۸۴) / ماهی‌ها عاشق می‌شوند (۱۳۸۳) / یک تکه نان (۱۳۸۳) / خواب خاک (۱۳۸۲) / هم نفس (۱۳۸۲) / خانه‌ای روی آب (۱۳۸۰) / مادر (۱۳۷۹) / زندان زنان (۱۳۷۹) / بوی کافور، عطر یاس (۱۳۷۸) / صنم (۱۳۷۸) / فصل پنجم (۱۳۷۵) / آنها هیچ‌کس را دوست ندارند (۱۳۷۲) / مرد ناتمام (۱۳۷۱) / پرنده آهنین (۱۳۷۰) / دیدار در استانبول (۱۳۷۰) / آب را گل نکنید (۱۳۶۸) / باغ سید (۱۳۶۸) / مدرسه رجایی (۱۳۶۸) / عروسی خوبان (۱۳۶۷) / یار در خانه (۱۳۶۶)

رویا نونهالی

فیلم های کوتاه 

هایلایت / زنی پوشیده با گردن‌بند

سریال های تلویزیونی

زاویه هفتم (مجموعه پلیسی شش قسمتی) (۱۳۹۴) / سایه روشن (۱۳۹۰) / ساختمان ۸۵ (۱۳۸۹) / ساعت شنی (۱۳۸۶) / همنفس (۱۳۸۲) / خواب و بیدار (۱۳۸۱) / تله‌تئاتر «تله‌موش» (۱۳۷۶)

شبکه نمایش خانگی

  • شهرزاد (۱۳۹۶–۱۳۹۵

مصاحبه خواندنی با رویا نونهالی

دوستان معتقدند شما بانوی مرموزی هستی، هستی؟

هستی که نقاشی خوانده ای و بازیگری و به شهادت شاهدان، یک دیگ آش درست می کنی، هر سال بهتر از پارسال. روش پخت را هم به کسی نمی گویی، نقاشی می کشی شبیه خواب و نشانش نمی دهد، شعرت این قدر بیدار هست و منتشر نمی کنی! از خودت هم زیاد حرف نزده ای و این به جذابیت و مرموزیت «کاراکتر» شما افزوده هست.

خب، مواد لازم برای پخت آش رشته، بر همگان روشن هست. چه آنها که خورده اند و چه آنها که پخته اند. حالا دلت می خواهد چیزی به آن بیفزایی یا چیزهایی، و نگویی و یواشکی تماشا کنی و از قیافه ها و از واکنش ها دریابی حالشان خوب هست، کیفورند یا مشکوک اند. هرچه هست راز کوچکی هست و به بازی می ماند. مرموز نیست، فقط برایم جذاب هست این بازی. شبیه بازی بزرگ زندگی هست. آش در جوشش هست، کسی گرد نمکی می پاشد، کسی گردشکری. حالا این که دریابی چه طعمی، چه وقتی خوشایند هست، می شود یکی از بازی های جذاب زندگی.

… و اشاره پسندیده شما به دست پخت من یادآور شد که من از دست پخت شگفت انگیزت با آن ارائه های خلاقانه قدردانی کنم… و نظرت درباره شعر و نقاشی هم که موجب خوشحالی هست. و اما این بحث «مرموز» را باید به حساب چه چیزی بگذاریم؟

حتما تعریف هست دیگر، صاحب رمز و راز بودن، خودش هنر هست.

حالا خودت جدا چطور فکر می کنی در مورد مرموز بودن من؟

من فکر می کنم به نوع انتخاب نقش و تداوم در وسواس و سر و کله نزدن با اخبار حاشیه مربوط باشد. به نظر خودم تو مرموز نیستی، صاحب رازی!

آفرین، چه آقای فهمیده ای! باشد، از همین جا شروع می کنیم. نه مرموز نیستم، دوست داشته ام سرم به کار خودم گرم باشد و البته از دنیای اطرافم پرت نباشم و حواسم به چیزهایی که دوست دارم، جمع باشد؛ همین!

رویا نونهالی

بیا از واژه های کلیدی شروع کنیم، مثلا جذابیت در حرفه ات معنی اش چیست و با چه چیزهایی مربوط هست؟

ساده بگویم، نمی توانی تلاش کنی جذاب باشی. معادله و فرمول ندارد و اگر چیزهایی هست که موجب جذابیت می شود باید کاری به کارش نداشته باشی. ولی خب آدمیزاد هست دیگر، می خواهد تولید جذابیت کند، حواشی جذاب بسازد برای موضوعی یا فردی یا هر چه.

چیزهایی نسبی را پیدا می کند یا حتی می سازد و به موضوع مورد نظر می افزاید که سرجمع می شود خبر، تولید خبر، خبر ساختن، عمر خبر و ابن جور چیزها که موضوع بازاریابی و بازار ساختن و تجارت هست و هزینه اش از نظر آدم های مختلف، مختلف هست و انتخاب من نیست. اما آنها که اگر باشد خوب هست، چیزهای مربوط به کیفیت هست، کیفیت انتخاب، کیفیت جرا و شکل تداوم و تمایز. بودن و تکراری نشدن و لطف کار را نگه داشتن که اگر در مورد آدم بازیگر باشد (و افراد کاردان و مردمان مهربان، این تشخیص را در مورد او داشته باشند) مایه خوشحالی و شکرگزاری هست.

انتخاب، کلمه کلیدی دوم هست. براساس چه چیزهایی انتخاب می کنی؟

چه چیز برایت جذاب تر هست؛ تو در تئاتر، سینما، تلویزیون، ویدئو کلیپ و مستند، تجربه های موفقی داشته ای و به نظر ماجراجو و اهل تجربه می آی.

کنجکاوی درباره زندگی و ماجراهایش، کار آدمیزاد هست اگر بخواهد طول عمر را زندگی کند، خودت می دانی و زیاد درباره اش حرف زده ایم، مهم این هست که قضیه جبر باشد و برایش ذوق و شوق و فکر، خرج کرده باشند، تدارک دیده باشند، وقت صرف کرده باشند؛ به تو چیزی اضافه کنند و اگر سراغ کسی رفته اند برایشان فرق داشته باشد و تو تشخیص بدهی که می توانی با بودنت، چیزی به چیزهایی علاوه کنی، خب اگر زد و این نادره رخ داد، چرا تجربه اش نکنی؟ من هر بار این موقعیت باشد و جدیت و همت را تشخیص بدهم، انتخابش می کنم، تجربی و تازه کار و کوتاه و بلند فرق نمی کند، تفاوت در ترکیبی از چیزهای متعددی هست که در کنار هم، امتیاز می آورند و قانع می شوی چون اعتمادت را جلب کرده اند.

چندتایش را بگو!

موضوع فیلمنامه، کارگردان، همراهان، مدیران، بودجه، حافظه…

منظورت از حافظه چیست؟

منظورم این هست که در جایی از ذهن آدم، حس آدم، برقی بجهد؛ چیزی یاد آدم بیاید، سوال و جوابی راه بیفتد برود به چشم اندازی خاطره انگیز، خیال انگیز، شوق انگیز، کنجکاوی انگیز که بیشتر راز و رمزی داشته باشد و تو را به طرف خودش بکشد نه این که مرموز باشد و غیرقابل پیش بینی، سخت باور، یا گنگ و خام.

خوب شد تکلیفت با داستان مرموز اول ماجرا هم روشن شد. راست هست، ناشناخته رازآمیز با گنم و مبهم، فرق دارد. حالا به نظرت، دنیای سینما، رازآمیز هست یا مرموز؟

با تعریفی که تا الان با آن جلو آمده ایم، حتما مرموز هست.

سینما ما یا همه سینما؟

همه سینما، چون صنعت و تجارت و سیاست، می خواهند روی هنر و کیاست، سرمایه گذاری کنند، خودت که واردی، ببین چه هزارتویی از روابط و متغیرها، امنیت و اعتماد را متزلزل می کنند، آخرش هالیوود هست که اشک مایکل جکسون و مریلین مونرو و صدای مارلون براندو و کوبریک را در می آورد، چه برسد به سینمای ما که تکلیفش از هزار جهت ناروشن هست و البته بی انصافی هست اگر یادمان برود، باز هم نسبت به خیلی دیگر از شاخص های کیفی جامعه، تشخصی هم دارد و می تواند سرش را بالا بگیرد و تاریخ داشته باشد. می توانی از فردایش دل نبریده باشی و امروز هم که ما با آن معاشر هستیم و جورش را هم اگر بکشیم، بابت لطفی هست که برایمان داشته هست و دارد و کاش از دست نرود، حتی اگر مرموز باقی بماند.

بله، بد نیست در برانداز احوال سینای ایران، آن را با بقیه شاخص های بخش های دیگر فرهنگ و هنر کشورمان مقایسه کنیم، آن وقت شاید با آن مهربان تر باشیم. اما پرسش بعدی،  فلسفی هست و در مقوله جبر و اختیار. تو از سر تقدیر اینجایی یا تصمیم؟ یا ترکیبی مرموز از این دو؟

نه، اصلا مرموز نیست. خیلی سرراست، از زمان مدرسه فرانسوی ژاندارک که محصلش بودم، تئاتر جزو درس های اصلی بود و زمان دانشجویی هم رشته ام نقاشی بود اما با نمایش به شکلی جدی همراه بودم و کار می کردیم تا این که نوبت به سینما رسید و دفعه اول، عکسم در کسوت دختری لهستانی در روزگاران جنگ، روی طاقچه یک فیلم قرار گرفت و شد یک نقش کوتاه و بعدتر «عروسی خوبان» و جایزه فجر و ادامه راه، که من از میان جبر روزگار، حق انتخاب بازیگری را داشتم و انتخابش کردم و ادامه دارد و می بینی.

 

راضی هستی؟ خبر خوش که نمی پرسم اگر یک بار دیگر به دنیا می آمد، همین را انتخاب می کردی یا نه.

خیلی ممنون از این خودداری معقول و دوستانه؛ چون قرار شد به کلمه ها دقت کنیم، یادمان نرود بازیگری، کلی اطراف و اکناف تُرش و تاریک دارد و نور دارد و مقداری هم بالا و پایین و تشویق و تعریف؛ و البته یک جای دیگر هم هست، خلوتی که کاغذها دور و برت ریخته، یادداشت بر می داری و زیر دیالوگ هایت خط می کشی و زمزمه یک آدم و زندگی دیگری شروع می شود.

این احوال تا اولین حرکت ها، جلوی آینه های عبوری در و دیوار خانه ادامه دارد و بعد، چیزی گفتن ها، حق دادن ها، دلخور و کلافه شدن یا به شوق آمدن از بازی سرنوشت و حس دوگانه رضایت و دریغ و پیدا کردن، چیزهای شبیه تجربه هایت یا تخیل تند دردهایی که هنوز از تو دورند و باید به عمد به آنها نزدیک شوی؛ یا تلخی هایی که به هزار ضرب و زور کمرنگشان کرده ای و باز گردگیری می شوند و باید از نزدیک گریه شان کنی، خیره تماشایشان کنی، یا خیلی غلیظ تجربه شان کنی، خیره تماشایشان کنی، یا خیلی غلیظ تجربه شان کنی نه مثل واقعیت، یک بار، بلکه در چند برداشت از چند زاویه، نه در ساعت پنج بعدازظهر، ساعت چهار صبح، بعد از چندساعت گریم سر شب و انتظارهایی که سنگین اند و اسمشان طبیعی هست و هستند برای خودشان؛ چیزی کم هست، جور نیست، یا جور در نمی آید.

رویا نونهالی

گاهی شنیده ای که می گویند همه ما بازیگریم و نقش هایی را خوب یا بد بازی می کنیم؟

بله، همین طور هست، اما نقش خودت را بازی کردن، یا به طریق شیرین کاری، ادای دیگری را درآوردن، با هر بار در تقدیر و تصمیم و تحقیر یا شادی کوتاه و مرموز کسی نفس کشیدن، خیلی چیز دیگری هست. حتی وقتی تلخ کامی درام زندگی نقش را که بازی کرده ای به روایت برش های تدوین می بینی با حذف ها و جا به جایی هایی که انتظارش را نداشته ای ماجرا متفاوت هست، یا لحظه فراق و خشونت روزگار را روی پرده در جشنواره برای اولین بار و بعد چند مرتبه و برای چندمین بار، تماشا می کنی در انواع اکران خصوصی و مردمی و تعارف و تعریف دیگران و تردید خودت درباره همه چیز روی پرده، پشت پرده و پرده ای که از سردر سینما پایین می آید اما از ذهن و روح تو پایین نمی آید.

داستان سنگینی در حال تعریف هست و این هم وجه دیگری از این بازی مهم و سرنوشت ساز هست که اگر پیشه ات این نباشد، بعید هست یک جا بتوانی حتی تصورش کنی. پس شغل خیلی پرهزینه ای هست و البته شُکرش واجب، که بالا و پایینش من را پشیمان نکرده و خوبم و حواسم هست، قدر دیده شدن و تلاش برای بازسازی خلاق آدم های تماشایی از فرصت هایی بوده که زندگی به من  داده، نمی شود ناسپاس بود؛ خیلی خیلی هم ممنون، از خدای مهربان، تماشاگران مهربان.

ستاره بودن را ترجیح می دهی یا بازیگر بودن را؟ به نظر دوستان شما دومی را انتخاب کرده ای با این که امکان اولی را داشته ای، چرا ستاره بودن را نخواسته ای؟

بعد از سپاس از محبت مهربانان، خدمتت بگویم، پیداست اینجا سه تعریف پایه بحث هست؛ بازیگر، ستاره و بازیگری که ستاره می شود. هر سه نوع اینها هست؛ بازیگر که بازیگر هست و در طول زندگی اش نقش های خوب و بدی بازی می کند و اگر از تجربه و توانش استفاده کند و میانگین کارنامه اش نمره خوب، خیلی خوب یا عالی بگیرد، باز هم تضمینی نیست که به نوع سوم بدل شود یا بخواهد بدل شود، چیز دیگری شود مطابق با سفارش بازار؛ یعنی چیزی خارج از متن که می شود جای متن را هم بگیرد. ستاره بودن در سینمای دنیا، یعنی بهره بردن از وجوه تجاری شهرت در این حرفه، که بیرون از خودش تعریف می شود و به روابط مربوط و نامربوط تبلیغ و تشویق و حاشیه و خبر، بستگی دارد.

میان خواستن و توانستن ستاره بودن و ستاره شدن و ستاره ماندن، بازی پردغدغه و پرهزینه ای در جریان هست که گاهی همه زندگی ات را باید صرف آن کنی؛ خلوت، خانواده، استقلال رای، استفاده خلاق از واژه سرنوشت ساز «نه» و حفظ فاصله با طوفان خانمان برانداز منصرف کردن و مصرف شدن. من تصمیم های عجیبی نگرفته ام تا شبیه الگویی برای موفقیت تجاری باشم یا نباشم.

کار خودم را کرده ام، جدی گرفتن امکانات و فرصت های باارزش زندگی، طوری که آویخته و آویزان سرنوشتی نباشی که بازار برایت رقم می زند، خواست به اهمیت زانوی بزرگوار خودت باشد و دستت را جز روی شانه دوست نگذاری، عجله نکنی، دل به وسوسه مرموز فریبکار بیشتر خواستن هایی که تمام نمی شوند ندهی و آدمیزادی باشی که در این روزگار، اگر به آدمیت نیفزود، از آن هم نکاست و خاطره ای شد که گاهی، وقتی کسانی تماشایش می کنند، یاد حس و معنی به دردبخوری بیفتند و دلی بنوازند و بقیه اش هم مثل بقیه اش باید حتما لطف روزگار شامل حال باشد.

در مجموع و سرانجام به چه کسی می گویند ستاره سینما؟

شاید بهتر باشد ببینیم چه کسانی به چه کسانی می گویند ستاره. در مورد مردم نازنین که تکلیف روشن هست، اگر در طی چند یا چندین سال، تداوم حضور بازیگری را دنبال کرده باشند و نقش یا نقش هایی را خیلی دوست داشته باشند، با مهر و سخاوت، بازیگر محبوبشان را ستاره می دانند؛ اما در مورد مشاور تبلیغاتی و مدیربرنامه و آیین دوست یابی و فیلم زرد و نشریه زرد و تصویر مدام به هر بهانه روی هر جلد و قرارداد با رقم های بزرگ شده تخیلی و عکاس اختصای و چیرهایی دیگر، قاعده دیگری هست که قبل هم گفتم، نوعی بازاریابی جهانی هست که روی حافظه شرطی کار می کند و درباره این تئوری تلاش می کند که مثلا این بازیگر، با شرکت در هر فیلمی، حتما فروش بالای آن را مستقل از بقیه عناصر و عوامل تعیین کننده، تضمین می کند.

این که چنین چیزی هست، یا می تواند باشد، جوابش تحقیق آماری می خواهد اما در سینمای بعد از سال ۵۷، مطمئن نیستم در طول یک زمان قابل توجه، چنین چیزی با تضمین بالا و در سطح سینمای صنعتی دنیا، اینجا، اتفاق افتاده باشد که اگر باشد لزوما چیز بدی نیست و سینما گیشه دارد و دخل و خرجش باید جور شود اما، بازیگر هم می تواند، هزینه این بازار را بپردازد یا اینکه سرش به کار خودش باشد و به فیلمنامه و تجربه محترم نمایشی.

رسیدیم به اواخر ماجرا و موضوع تجربه گرایی اول کار، مثلا بازی در ویدئوکلیپ «نوایی» یا فیلم های مستند مثل رفتن به آفریقا یا بازی در نقش مثالی یک زن افسانه ای بافنده قالی که باید به شعر یا نثر مسجع، کار آوا بخواند؛ البته لازم نیست به حضور کارگردان کاربلد این آثار به یادماندنی اشاره کنی، شرمئده می شوم!

جایگاه حضرت عالی که حتما بر بلندای شاخص های اعتماد و انتخاب بنده می درخشد، اما اگر از این تلاش واجب برای گفت و گوی صمیمی تفاوت که برایش می کوشیم بگذریم، داستان از این قرار هست که باید پیشنهادهای زندگی را، جدی و جدی تر گرفت. وقتی ویدئوکلیپ را مطرح کردی، مسیر همیشه را طی کردیم.

فیلمنامه کامل و پرداخته، حال و هوای کنجکاوی برانگیز، کارگردان مسلط و مشتاق و کششی درونی و جادویی که حتی آدم را به خاطر کردن هم دعوت می کند. اینجا هم، اضافه بر آن پایه های اصلی که گفتم، علاقه من به موسیقی مقامی و شعر ناب نوایی و بعد هم وقتی قرار شد جناب پورعطایی که یاد عزیزش گرامی، بخواند و فردین خلعتبری، روایت دیگری از فضای موسیقی فیلم را ممکن کند، به تصمیم تبدیل شد؛ یعنی به خودت، یا به رامین خان فاروقی، می گویی که بزن بریم، هستم.

در مورد مستندها هم همه چیز سر جای خودش بود، تحقیق جدی، دلیل کافی برای حضور، مثل آن کتاب های عکسی که نشانم دادی و گفتی ببین چطور مردم بومی به زنان عکاس اعتماد کرده اند و اجازه داده اند بروند نزدیک و نزدیک تر و اصل سفر و ماجراجویی، که اهلش هستم و هم سفران خوب، خوب هست بگویم که ما و بچه های گروه، سال هاست با هم کار می کنیم، اما هیچ ارتباط و عاطفه ای نباید جای اصول را بگیرد و باید باعث شود نسبت به هم سخت گیرتر باشیم، که تو خودت هم همین طوری و دستت درد نکند. امید، که قولت در باب این گفت و گو با ویژگی های مورد نظر، به فعل درآمده باشد.

 

اگر سوال غریبی از تو بکنند مثل این که به عنوان یک زن و یک بازیگر، به نظرت «زمان» ترسناک هست یا آرامش بخش، چه جواب می دهید؟ و این که آیا آن طور که می گویند زمان همه چیز را حل می کند، یا همه چیز را «حل» می کند؟

پس که این طور، این پرسش، پاسخش قواره یک کتاب را دارد و الان شاید بشود به قدر یک «مقدمه» سراغش رفت. زمان در اختیار ما محدود هست، این محدوده کوتاه نامعلوم، پایه خیلی از زشت و زیبای زندگی آدم هست. آدم که بی قرار هست، پای زمان در میان هست. هر بار در تنگناست، طول می کشد و تمام نمی شود و انگار می  چسبد به روح و ذهن و خراش عمیق می اندازد اطراف زخم نو و کهنه. همان هست که به خارش زخم های کهنه مجال می دهد آدم را بچزانند و سر باز کنند.

کابوس که دستش بیفتد، چندبُعدی می شود. دور که بشوی نزدیکت می کند، نزدیک می شوی صدای تیک تاک… آه! ساعت شنی وسیله عینی خوبی هست برای تماشای فرآیند ذهنی کاستن یا فروکاستن مفهوم عمر و زندگی.

زمان در روان آدم، لجوج و مخالف خوان هست. زمان نیوتنی هم مثل قوانین جاذبه عمومی، هوار هست بر معنای این که زندگی یعنی از دست دادن؛ ببین، پیر شدند و رفتند، پیر می شوی و می روی. نگاه کن! شنیده ای جوان بود رفت و تمام شد و همه آرزوهای خودش و آنها را که او آرزویشان بود برد! یادت هست، ای، آی، وای، ورزگار درد لاکردار کج رفتار بدمدار بی انصاف، تا آمدیم ببینیم چه شد، تمام شد.

نگاه کن تو را به خدا امسال، شروع نشده تمام شد و… راهی نیست، جز قیام علیه کمیتی که می تواند کیفیت زندگی هر کسی را بگیرد و این فن و مهارت خودش را می خواهد که قافیه را نبازی. واقعی ببینی، با سرعت مجاز برانی و سبقت بجا از جا ماندن را بلد باشی و گاز دادن و زدن به جاده با سرعت مطمئنه را، که یعنی حالا دیگر به خودت بستگی دارد با آخرین زوری که داری، برو ببینم چه کار می کنی! به لحظه هایت کیفیت بده.

سواد انتخاب خلاق از خاطره ات را داشته باش، این را بگیر و آن را رها کن! تلاش نکنی، تمام می شود. با چیزی که پیرنگ اصلی نمایش زندگی را بر اساسش ساخته اند، وَر نرو، برو! خدا بزرگ هست، این همه چیز زیبا ساخته که مغزت سوت می کشید. نمی آید کار زشت بکند. ایشان که بخشنده و مهربان اند، خودشان گفته اند، اعتماد کن، لج نکن، آرام می گیری.

کسانی که با سینما دمخورند، بیشتر با زمان کلنجار می روند، از نوع خوب و بدش. یا زود هست یا دیر شده، یا کم هست، یا وقتش گذشته، یا نیامده، یا رفته، یا تمام شده. بله، زمان در سینما می تواند به تجربه ای ترسناک تبدیل شود. اگر بازیگر باشی و در ایران باشی و زن باشی، ممکن هست گریبانت را بگیرد اگر بلد نباشی کار خودت را بکنی و اگر ندانی ماجرای اصلی، همراهی هوشمند با دوره های مختلف زندگی هست. و از پس هر بخشش که برآمده باشی، سکانش پیش رو جذاب و بامعناست.

تو خودت بهتر از هر کسی می دانی و ما از نزدیک، این طور پشت ماشین سرنوشت نشسته ایم و خیالم راحت هست دارم رو به روی آدم نزدیک خودم که پنهانی از هم نداریم حرف می زنم. تکلیف ما با زمان روشن هست، ایشان صد هزاران سال هست که خُلقشان را حفظ کرده اند و نامهربان نیستند و سخت گیر هستند و هیچ چیز را هم حل نمی کنند. می گذارند اگر بتوانی، رد کنی، بروی، فاصله بگیری، حواست را پرت کنی، جای دیگر جمع کنی!

در کل و جزء موافقم. اگر شخصیتی برای معاشرت با زندگی، به عنوان یک رمز عبور برای یاد و مباد زندگی مان دست و پا نکنیم، قراردادهای تیپیکال ساختگی ما را می جوند و کارمان در دست تقدیر «دیگران گفته اند»، ساخته هست. آن وقت هست که اگر صنعت سینما از تو ستاره ساخته باشد، زمان ممکن هست رنگ پریده ات کند.

گُرد روزگار روی روحت بنشیند و تاریخ مصرف پیدا کنی. اما اگر سهم خودت را درست برداشته باشی، هیچ چیز غافلگیرکننده ای وجود ندارد، ماجرا منتشر شده هست، این خود ما هستیم که خودمان را غافلگیر می کنیم و از کم آوردنمان می ترسیم؛ پس، جا می مانیم.

همین طور هست که گفتی. در مجموع، باید بگویم زمن نه ترسناک هست، نه آرامش بخش، شبیه دریاست، همه جور احوالی دارد و باید شنا بلد بود و شعر و تصمیم گیری درباره لحظه ها، پریدن ها، هُل نشدن ها را داشت. مثل کوه هست که من در البرز مرکزی، به زندگی در دامانش آشنایم. هر بار شیفته اتی می کند، می کشدت بالا و حواست نباشد، سُر می خوری. چاره چیست، حواست را جمع کن، بالاتر که رفتی، بیشتر. ماجرای انسان و زمان و سوال های چین پلیسه را نمی شود سرسری درز گرفت؛ طفره نرفته باشیم، من یک زن بازیگرم، گول ترسیدن از زمان را هم نمی خورم، هر که گفته، یا ترسیده یا خواسته بترساند و کار و بارش مرموز هست.

 

پیچیدگی نقش به نظرت از کجا می آید؟ من که خودم فکر می کنم نقش غیرپیچیده نقش دراماتیک نیست، قصه پرکن هست، یعنی آدمِ ماجرا بودن!

نقش خوب، یعنی دعوت شدن به مواجهه با مکاشفه و حل معمای هم نشینی تعارض ها. سخت ترینش، کشمکش آدم هست با خودی که سر از کارش در نمی آورد و از آن رودست می خورد یا مجال شناخت کوچه های پشتی و پستوهای قفلش را پیدا نکرده یا طرف ترسیده، یا مات هست یا مبهوت، چون نقش، درست شده برای رودررویی، کلنجار و گرفتن گریبان فراری های زندگی! نقش اگر نقش باشد، این جور چیزی هست و تازه می رسیم به راز و رمز و بخش مرموز دیگران که فرم و محتواشان، جنس جوری نیست!

نقش که نقش باشد، برایت کاری می کند که بتوانی برایش کاری بکنی. نقش به دردبخور باکیفیت، مجال حضور در ریزه کاری زندگی و آدمیزاد را می دهد. من این نوع را دوست دارم و انتخاب می کنم. نقش خوب، نقش کامل هست، نه فقط قصه اش، روندش کامل هست، وِل نیست. نقش خوب، لزوما شناسنامه دستش نیست اما کارت هویت دارد. یک ایستگاه هم که سوار شود، چیزی برای جا گذاشتن دارد، کودکی شیرخوار که مرده و زنده اش، معایی هست که بزرگ می شود، هم در تار و پود قصه، هم در تار و پود تماشاگر، هم در حافظه سینما و باید دید بوی کافروش عطر یاس می دهد یا عطر یاسش، بوی کافور گرفته.

شاید دختری باشد، گرفتار میان عشق و ایدئولوژی، که معلوم نیست از چه ترسیده که دانه های انار پاشیده در فضایش، شبیه قطره های خون اند؟ اگر او باشد که عشق سال های دور را از پشت بخار ماهی دودی سوخته در آشپزخانه ای تماشا کند، دلش می لرزد یا نه، چرا مگر چه شده؟

اگر قرارباشد به تقدیر ترش رو از زبان دکتری فروریخته گوش کند، برگردد نگاه کند، هیچ نگوید، چه کند؟ اگر عصر جمعه ای بوی تجاوز داشته باشد، اگر راز مگو را بگویند، اگر ترکیب زشت خشونت را هیچ مشاطه ای توان بزک نداشته باشد و تنهایی به زن پیله کند؟ اگر کودکی در چاه افتاده، با داشتن مادر ساکت روی صندلی چرخدار و بابای به عاریت، از کشوی خالی گنجه زیرزمین اسلحه ای بردارد و به چابکی، زنی شود، آماده انتقام از اجتماع خشمگین؟ اگر نغمه جوان عاشق، بخزد توی تپیدن قلب شکسته میان سالیِ گرفتار ورزهای تکرار، کار  جالب می شود و اگرنه، نقش نقش نیست و من بازی اش نمی کنم، کاری برایم نمی کند تا کاری برایش بکنم.

ساده ترین لحظه های نقش آدمیزاد هم، حتما پیچیده هست، از آن پیچیده هاست اگر در درامی متولد شده باشد.

کنجکاوی ای هم هست که مایل هست بداند، حضرت عالی فکر می کنید نقشی بوده که شما، فقط شما با همین نگاه و همین شخصیت و همین صورت بازی اش می توانست کرد و هیچ دیگری نمی توانست؟

نقش که بازنمایی شد، تازه می شود دید، چه شده. قبلش می شود حدس زد و فرض کرد اما تا بازی نشود، بازی خیال هست و سایه. پس، ندیده نمی شود گفت اگر دیگری بود، چه می شد اما می توانی کار خودت را تماشا کنی و ببینی کار می کند، فایده داشته. هستند کسان مهمی که از پیاده رو تا مسیر سفر تا مروری مثل آنچه ۲۴ گرمی سامان داده، یادشان مانده باشد، باور کرده باشند، دوست داشته باشند، بعد به خودت آرام می گویی «چه خوب شد، این طور شد».

سپاس از رویا نونهالی همکار و همسر و دوست بی بدیل که ما را پیش دوستانمان روسفید فرمودی، قربانت! امیدوارم مقبول بیفتد و خوانندگان هم راضی باشند.

تصویر ای جدید اینستاگرامی رویا نونهالی

رویا نونهالی رویا نونهالی رویا نونهالی رویا نونهالی رویا نونهالی رویا نونهالی رویا نونهالی رویا نونهالی

  • تاریخ : ۳۰ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

خبری ایسنا: بعضی کاربران گله دارند که چرا حجم اینترنت ما زود تمام می شود؟ کارشناسان راهکارهایی پیشنهاد می‌کنند که می‌توان از آن‌ها برای مدیریت و کنترل مصرف اینترنت همراه استفاده کرد.

ممکن هست بعضی کاربران از اتمام زود هنگام حجم بسته اینترنتی خود گله‌مند باشند. بعضا گفته می‌شود که این اتفاق به دلیل به‌روزرسانی و فعالیت خودکار نرم‌افزارهای نصب شده روی دستگاه‌های کاربر (گوشی، تبلت و…) در زمان اتصال به اینترنت یا استفاده از نرم افزارهای مالتی مدیا (مثل اینستاگرام و …) یا هک شدن احتمالی مودم می‌افتد. اما کارشناسان راهکارهایی پیشنهاد می‌کنند که می‌توان از آن روش‌ها برای مدیریت و کنترل مصرف اینترنت همراه استفاده کرد.

یکی از راههای پیشنهادی، استفاده از پنل E-Care شرکت ها و نرم افزارهای موبایلی و تطابق آن میزان مصرف واقعی برای کنترل و مدیریت مصرف بهتر، مشاهده و کنترل تاریخچه میزان مصرف در بازه‌های زمانی مختلف هست.

مراجعه به مودم مشترک و بررسی وضعیت آپلود و دانلود ثبت شده فرآیند تست و بررسی صحت اطلاعات پنل کاربری هم مورد دیگری هست که می‌تواند از سوی کاربر انجام شود. جهت انجام تست و بررسی صحت وضعیت ترافیک مصرفی، کاربر در پنل اختصاصی خود باید مراحل زیر را انجام دهد:

۱. قطع همزمان ارتباط اصلی مودم و تمام دستگاه های متصل به جز یک دستگاه مجهز به نرم افزار تست و مدیریت میزان مصرف ITM, DU-Meter, STG) My data manager )
۲. اتصال مجدد ارتباط مودم
۳. راه اندازی نرم افزار اندازه گیری حجم ترافیک اینترنت و ثبت ترافیک مصرفی در زمان تست
۴. شروع استفاده از اینترنت(وب گردی، شبکه های اجتماعی، پخش ویدئو، دانلود و آپلود)
۵. قطع ارتباط و اندازه گیری میزان مصرف در طول بازه اتصال و مقایسه ان با موارد ثبت شده در CRM یا پنل کاربری مشترک در همان بازه اتصال

سامانه سنجش سرعت

۱. ورود به پرتال سازمان به آدرس www.CRA.ir مراجعه به بخش خدمات الکترونیک و انتخاب پنجره سامانه سنجش سرعت شرکت مورد نظر
۲. انتخاب یکی از سرورهای داخل و خارج شبکه و اپراتور
۳. ملاحظه نتایج تست شامل مقادیر تاخیر، سرعت دانلود و آپلود و …
۴. ثبت نتایج تست و ارائه کد رهگیری به مشترک
۵. امکان مشاهده و صحت سنجی نتایج تست در پنل کاربری و سوابق مشترک

  • تاریخ : ۳۰ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

مسعود نجابتی مدیر گروه تجسمی بنیاد روایت فتح و یکی از اعضای هیات داوران مسابقه «پایان یک داعش» درباره ابعاد بین المللی برگزاری مسابقه «پایان یک داعش»   و تاثیرات آن به خبرنگار مهر گفت: با توجه به سابقه ای که ما در کاریکاتور و فعالیت های مرتبط با این موضوع داریم، من فکر می‌کنم تنها موردی که باعث عصبانیت تروریست‌ها می شود برگزاری برنامه هایی نظیر این مسابقه هست.

وی افزود: این موضوع در نمایشگاه و مسابقه هولوکاست و ترامپیست آنقدر از نظر بین المللی صدا کرد که کار به جایی رسید که نتانیاهو با اوباما تماس گرفت و حضور هنرمندان را در فراخوان مسابقه هولوکاست تحریم کردند.

نجابتی بیان کرد: حتی پیش از این در مسابقات کارتون و کاریکاتور با موضوعات سیاسی شاهد بودیم که بسیاری از هنرمندان جهان از ترس‌شان با اسامی مستعار شرکت کردند.

وی که یکی از داوران اولین مسابقه «پایان یک داعش» بوده هست با اشاره به سابقه مسابقات قبلی مشابه و تاثیرگذاری آنها، تاکید کرد: مطمئنا تاثیرگذاری مسابقه «پایان یک داعش» در بعد بین المللی قابل انکار نیست.

نجابتی درباره آثاری که به نمایشگاه راه یافتند، گفت: خیلی از هنرمندان حرفه ای در حوزه کارتون و کاریکاتور در این مسابقه شرکت کردند و این مساله به دلیل سابقه مسعود شجاعی طباطبایی و اعتبارش دور از انتظار و تصور ما نبود.

مدیر گروه تجسمی بنیاد روایت فتح در پایان گفت: در این نمایشگاه شاهد حضور آثاری با عیار بالا و بسیار حرفه ای هستیم و در عین حال، شاهد حضور جوانانی هستیم که تازه پا به عرصه کاریکاتور گذاشته اند.

نمایشگاه آثار مسابقه «پایان یک داعش» در گالری های عالی و خانه عکاسان حوزه هنری برپاست و مراسم اختتامیه و معرفی برگزیدگان این مسابقه ۱۲ خرداد ماه برگزار می شود.

این مسابقه به همت مرکز تجسمی حوزه هنری و گروه هنرهای تجسمی روایت فتح برگزار شده هست. مسابقه بین‌المللی «پایان یک داعش» تا اسفند سال ۹۶ در جریان بود و طی آن تعداد ۲۱۲۰ اثر از ۸۷۰ شرکت کننده از ۶۴ کشور جهان به دبیرخانه این مسابقه رسید و آثار برگزیده توسط هیاتی متشکل از داوران ایرانی و خارجی انتخاب شدند و در حال حاضر نمایشگاه این آثار برپاست.

  • تاریخ : ۳۰ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

کشف حشیش توسط ماموران گمرک در خودروی لوکس

مواد مخدر هر ساله افراد زیادی را در سراسر جهان به کام تباهی میکشاند و اخبار قاچاق آن بارها به گوش می رسد. این بار فردی قصد داشت با مخفی کردن حشیش در یک خودروی لوکس آن را به ایران بیاورد.

حشیش یا تریاک از اقلام مواد مخدر هست که زندگی بسیاری از انسانهای سرزمینمان
را به فنا داده هست و خانواده های زیادی را از هم پاشیده و تلفات جبران ناپذیری
در دل آنان به جای گذاشته هست. این مواد مخدر خانمان سوز هر روز از طریق
مرزهای کشور قاچاق میشود و هر روز افراد زیادی را به کام تباهی میکشاند.
شاید کمتر موقعی باشد که پای اخبار باشیم و خبر کشف مواد مخدر را نشنویم
و این نشان دهنده اوج فاجعه در واردات مواد مخدر به کشور هست.
امروز نیز خبر کشف حشیش توسط ماموران گمرک دوغارون در مرز مشترک ایران با افغانستان،
معدن و کارخانه مواد مخدر سازی در خبرها پخش شد.

کشف حشیش

صبحانه : ماموران گمرک از داخل یک دستگاه سواری شورولت کامارا موفق به کشف حشیش شوند.
تیم سگ‌های مواد یاب گمرک دوغارون در بازرسی از یک دستگاه
خودروی سواری مدل شورولت کامارا و از زیر صندلی این خودرو مقدار ۷۰۰ گرم ماده مخدر
از نوع حشیش کشف و ضبط کردند؛ پس گفته؛ راننده این خودرو قصد داشت
با استفاده از یک خودروی مدل بالا و به اصطلاح قاچاق لاکچری طوری که به ظن
خود ماموران پلیس به این ماشین شورولت کامارا شک نخواهند کرد، اقدام به جابجایی
مواد مخدر از افغانستان سرزمین مواد مخدر در جهان به ایران کند که با هوشیاری
و تیزهوشی ماموران گمرک و به کمک سگ‌های مواد یاب موفق وارد کردن حشیش به کشور نشد.

خودرو‌های سواری ورودی از هرات افغانستان که پلاک کشور افغانستان را دارند
بر اساس توافقات به عمل آمده بین دو کشور ایران و افغانستان می‌توانند
از طریق مرز گمرکی دوغارون تا مشهد تردد نمایند.

کشف حشیش

کشف حشیش توسط ماموران گمرک

بیشتر بدانیم : حکم دادگاه برای حمل تریاک به میزان ۵۰ گرم چیست؟

هرکس تریاک و دیگر موادمخدر مذکور را بر طبق ماده ۴ را خریداری، نگهداری، مخفی یا حمل کند
. تا پنجاه گرم، تا سه میلیون ریال جریمه نقدی و تا پنجاه ضربه شلاق محکوم میشود.

صفحه 1 از 588
12345678910 بعدی 203040...«