• تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبر

مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما حقیقت دارد؟

هم اکنون در مجله خبری فارسی ها با گزارش شایعه مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما حقیقت دارد؟ مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما حقیقت دارد؟

مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما

پس از انتشار یک کلیپ از سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما شایعات درباره مرگ این ورزشکار و هنرمند کشورمان بالا گرفت .

پژمان جمشیدی سوار بر هواپیما بود و بدون توجه به توصیه های دوستش شروع به حرکت کرد .

پس از اینکه هواپیمای پژمان جمشیدی دور شد در آسمان چرخی زد و کم کم از دید خارج شد .

دوست پژمان هم که از همان ابتدا به پرواز او با هواپیما معترض بود پس از دیدن آن صحنه فریاد زد یاابالفضل ..

امیدواریم اتفاق بدی برای پژمان جمشیدی نیفتاده باشد .

اخبار تکمیلی در سایت قرا می گیرد .

اخبار و کلیپ سقوط پژمان جمشیدی را در مطلب زیر بخوانید :

سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما

نوشته مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما حقیقت دارد؟ اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبر

سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما بصورت کامل

همینک در مجله آنلاین فارسی ها فیلم و گزارش سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما فوتبالیست و بازیگر سینما و تلویزیون ایران را بصورت کامل آماده کرده ایم .

سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما بصورت کامل سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما بصورت کامل

سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما

چندی پیش کلیپی از پژمان جمشیدی در فضای مجازی و اینستاگرام منتشر شد که پژمان جمشیدی در حال پرواز با یک هواپیماست .

او پس از اینکه کم کم دور می شود در هوا یک چرخی می خورد سپس در پشت درختان محو می شود .

به نظر می رسد که پژمان جمشیدی سقوط کرده است .

دوستش که از صحنه فیلم می گیرد فریاد میزند یا ابالفضل ..

در ادامه شما را به دیدن کلیپ سقوط پژمان جمشیدی دعوت می کنیم .

سقوط پژمان جمشیدی

نوشته سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما بصورت کامل اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبر

دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل در خدمت شما کاربران عزیز و گرامی هستیم .

دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل

دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد

رمان رسوایی یکی از پرطرفدارترین و بهترین رمان های حال حاضر به قلم مهسا موحد می باشد .

پس درخواست های بسیار زیاد دوستان تصمیم گرفتیم این رمان زیبا و خواندنی را برای دانلود در سایت قرار دهیم .

امیداریم دوست داشته باشید و مورد استقبال شما عزیزان قرار بگیرد .

خلاصه رمان رسوایی

بعضی وقت ها بخشیدن و فراموش کردن بهتر از هر چیز دیگه ای است .

از جایی به بعد فقط آینده مهم است و برای ساختن آن باید تلاش کنی و گذشته را کلا کنار بگذاری .

زندگی پر از فراز و نشیب ها و سختی هاست .

همه ما سختی می کشیم ، زمین می خوریم اما بلند میشویم همه این است به تلاش خود ادامه دهیم .

بالاخره همه درد کشیدن ها تمام می شوند .

وقتی که در خوشبختی غرق شوی دیگر درد کشیدن ها را به یاد نمی آوری .

سعی کن در زندگی دنبال چیزی بروی که خیلی دوستش داری .

با رو به رو شدن با سختی ها شخصیت آدم شکل می گیرد و ساخته می شود .

دانلود رمان رسوایی PDF

پیشنهاد می کنیم رمان زیر را در فارسی ها بخوانید و لذت ببرید .

دانلود رمان ستیا

نوشته دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : آسیان

بهترین روش پولدار شدن

روش پولدار شدن ، مسائل مالی و اقتصادی در هر خانواده با هر تعداد جمعیت از مسائل بسیار مهم و حائز اهمیت هست.
پس انداز دائم و همچنین صرفه جویی صفت و اخلاقی هست که از دوران کودکی در هر فرد شکل می گیرد.
انسان‌های بسیاری برنامه ریزی های مالی طبق بودجه و درآمد خود دارند تا بتوانند پس انداز بیشتری برای زندگی خود داشته باشند.
راهکارهای متعددی جهت پس انداز و نگهداری پول وجود دارد. اما یک راه ساده و بسیار کار آمد
که نقش مهمی در اقتصاد خانواده می‌تواند داشته باشد ” صرفه جویی ” هست.

دیدگاه یک عصب شناس در مورد روش پولدار شدن

مورن سرف یک دانشمند عصب شناس هست که در مورد صرفه جویی می گوید :
” ساده ترین راه برای صرفه جویی و جمع کردن پول این هست که در زندگی زمان بندی مالی داشته باشید. ”
یک فرد عادی را در نظر بگیرید. او در طی یک ماه، یک الی دو پرداخت سنگین دارد. چند مرتبه می‌بایست خرید کند.
در روز سه وعده غذا می‌خورد و شاید بیش از ۲۰ ماه طول بکشد
که وام‌هایی همانند وام مسکن را پرداخت کند. بی شک این همه هزینه
ذهن هر شخص را می تواند مغشوش و آشفته سازد.

طبق راه حل مورن سرف افرادی که زمان بندی دقیقی در مورد مسائل مالی خود دارند
بیشتر می‌توانند خرید کنند و بیشتر می‌توانند پس انداز داشته باشند.

روش پولدار شدن در هر خانواده با هر تعداد جمعیت

روش پولدار شدن

روش پولدار شدن در زندگی

چگونه خرید را زمان بندی کنیم ؟

زمان بندی کردن خریدها یک روش برای بهبود وضعیت مالی هست ، به این صورت که تصمیم بگیرید
روزانه یک مبلغ هر چند جزئی و کم را کنار بگذارید. مخارج ثابت مانند صورت حساب ها یا اجاره خانه و وام را هم با محاسبه دقیق کنار بگذارید.
باقی مانده در آمد را به خرید وسیله ای که نیاز دارید بپردازید.

در ضمن نکته بسیار حائز اهمیت این هست زمان مشخصی از هر ماه را به خرید اختصاص دهید.
زمان بندی به شما این اجازه را می دهد که تا مدتی مقرر هزینه خرید یک مورد را جمع آوری کنید
و در حقیقت مدت زمان مشخصی برای پس انداز دارید و این عمل به شما کمک می کند
تا آن زمان از خرید های غیرضروری خودداری کنید.
شاید برنامه خرید شما با افراد دیگر کاملا متفاوت باشد. مثلا کسی مجبور باشد
هر ماه خرید مواد غذایی داشته باشد ولی شما هر سه ماه یک بار این نوع خرید را انجام دهید.
این مسئله کاملا شخصی هست و بسته به سبک و نوع زندگی هر فرد می باشد.

راحت تصمیم بگیرید

اگر طبق گفته این دانشمند عصب شناس پیش بروید تصمیم‌گیری‌ها کمی ساده‌تر می شود.
هر انسان بزرگسال روزانه ده‌ها هزار تصمیم می گیرد. که در حدود ۲۰۰ تا از آن‌ها مربوط به غذا و خوراک می باشد.

مورن سرف ادعا می کند، این راه کار شما را به آرامش و شادی بیشتری می‌رساند.
تصمیم گیری‌هایتان دقیق تر شده و تصمیمات کوچک و کم اهمیت حذف می‌شوند.

این استراتژی به شما اجازه می دهد در روابط اجتماعی، فردی قاطع تر و استوار تر باشید.

بهترین روش پولدار شدن طبق گفته دانشمندان

افرادی مانند زوج‌ها که مدت زمان زیادی را با هم می‌گذرانند به یکدیگر شبیه می شوند.
یافته‌ها نشان می دهد که مردم شبیه به افرادی هستند که در نخستین حلقه ارتباطی‌شان قرار دارند.
به این ترتیب شما این راه کار صرفه جویی و خرید کردن را در خانه و خانواده رواج می دهید و وضعیت اقتصادی شما بهتر می شود.

مسائل مالی معمولا نقطه عطفی برای انسان می باشد. این دانشمند عصب شناس متوجه شده هست
که مردم نیازمند تصمیم گیری‌هایی هستند که راحت باشد و کمتر به مسائل مالی بپردازد.
حساب و کتاب مداوم می‌تواند ذهن را به قدری خسته و درگیر کند
که فرد توانایی پرداختن به مسائل مهم زندگی را نداشته باشد.

در صورتی که یک جدول زمانی استاندارد برای صرف هزینه‌های زندگی داشته باشید می توانید
تصمیمات کوچک مالی را از زندگی خود خط بزنید و از آن‌ها صرف نظر کنید.
به جای اینکه روزانه در آمد و و پس انداز خود را محاسبه کنید
با یک برنامه ریزی دقیق از زندگی لذت ببرید و نگرانی مالی کمتری داشته باشید

افکار نیوز

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبر

دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها با دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل

دانلود رمان ستیا محمد یوسفی

رمان ستیا یک رمان عاشقانه درباره یک دختر دلخسته و درد و دل های او می باشد .

در ادامه شما عزیزان را به خواندن این رمان خواندنی دعوت می کنیم .

رمان ستیا زندگی دختری را روایت می کند که به دام کینه های قدیمی مردی درمانده گرفتار می شود .

مردی که روزگار روی خوبی به او نشان نداده است و قصد بازگرداندن گذشته را دارد .

او یک تصمیم مهم در زندگی اش گرفته است که درست یا غلط بودن آن اصلا مهم نیست .

این رمان طرفداران بسیار زیادی دارد و همه از خواندن آن لذت می برند .

در ادامه قسمتی از رمان ستیا را برای شما عزیزان آماده کرده ایم .

رمان ستیا

نوازش دستم روی نرده‌ سفید یاخته یاخته‌ هر بند انگشتم را منجمد کرد .

تنه‌ محکمی خوردم و دو پله آخر را به پایین پرت شدم . یکی از خدمه درمیان انبوه جمعیت گم شد و مجالی برای اعتراض به من نداد .

کلافه از ولوله ای که در جسم های اطرافم به تکاپو افتاده بود و لحظه ای آرام نداشت ، سری تکان دادم و ابرو‌هایم مثل ابرهای آسمان در هم گره خورد .

خورشید آرام آرام سیاهی را به شهر هدیه می کرد و می رفت تا فردایی دیگر ، فردایی که عمق تفاوتش با امروزم ، مَثَل عرش به فرش بود .

روی میز خم شدم و دستم را روی گلبرگِ مخملیِ رز کشیدم ، حس طراوت زیر پوستم دوید

. شاخه ای را برداشتم و خنکیِ لطیفش بینی ام را نوازش کرد .

نفس عمیقی کشیدم و حسی دور از تمام دغدغه‌ها ، در این شبِ سردِ پاییزی روحم را به گرمای بهار برد .

دور میز چرخیدم و روی هر میز همان حس تکرار شده را یافتم ، همان سه شاخه گل رز که در بستر گلدانِ نقره‌ای خوابیده بود .

نور‌ سرخابیِ چراغ چشمم را زد ، ولی مگر می شد از رقص نور در لابه لای برگ‌های نیمه خشکیده‌ درختان چشم پوشید ؟

لامپ های ریسه ای میان درختانِ زرد برای خودشان جشنی به پا کرده بودند و هیجان را در کالبدم ، همانند پایکوبی نورشان مابین درختان می رقصاندند .

لبه‌ حوضِ بزرگ نشستم و اجازه دادم سردیِ سنگی اش، لرزی به تنم بنشاند .

سردرگمی و سرسامِ این جمعیتِ عجیب و همیشه عجول دیوانه کننده بود حتی برای منِ آرام .

به مش قربان که از درختِ سیب بالا کشیده بود زل زدم اندکی تعجب با نگاهم آمیخته شد .

سیم های برق را به هم وصل و زیر لب غرغر می کرد .

هنوز آه و ناله آن روزش در گوشم می پیچید .

دانلود رمان ستیا

کمرش درد می‌کرد و عمارت را به روی سرش گذاشته بود .

شاخه‌ نیمه خشکیده ای را تکان داد ، سیبی سرخ کنده شد و پر سر و صدا در عمق آبِ حوض فرو رفت و نگاهم به ‌همراهش .

چند قطره‌ی سرد به روی لباسم پاشید و روی بدنم نشست .

سیب به آنی بالا آمد و روی آب شناور ماند .

دستانم را به دور بازوهایم حلقه کردم و رعشه‌ تنم را خریدار شدم .

هوا داشت سر می شد و ابرهای دلگیرِ آسمانِ خاکستری نوید توفان می دادند ، توفانی که بی شک سهمگین و رعب انگیز بود .

باد موج می انداخت بر شفافی آبِ حوض و برگ های باریک و کشیده‌ بیدِ مجنون را با خود می کشید .

همانند قایق های کوچکی، به‌ دنبال خود ردی به‌ جای می گذشتند ردِ نازکی که محو شدنش به‌ ثانیه نمی کشید .

سر برداشتم و نگاه دریده ام را با کلافگی به هلهله‌ اطرافم دوختم . هیچ‌کس آرام و قرار نداشت ، هر کسی مشغول کاری بود .

اضطراب و تشویش در چهره‌ی‌ همه بی‌داد می‌کرد؛ مشخص بود که هراس دارند از خراب کردن مراسم و تنبیه شدن .

پوزخندم این روزها بی‌اختیار بود، دیگر جزیی از لاینفک عاداتم شده بود. حق داشتند، باید هم بترسند .

جشن عروسی وارث خانواده بود و هر گونه خراب کاری عاقبتِ بدی داشت .

وارثی که فقط در ظاهر نامِ برادرم را یدک می‌کشید، برادری که به‌خونم تشنه بود؛ برادری که برادری نکرد برایم .

آهِ سینه سوزم را رها کردم؛ با این افکار فقط خود را عذاب می‌دادم و بس. نگاهم برگشت روی حوضی‌ که سایه‌ی شب رویش سنگینی می‌کرد و شفافیش، فروغی نداشت .

برگ های بلند و نیمه زرد، حصار شده و قاب گرفته بودند ، طرحی که از انعکاسِ موهای لختِ دختری روی آبش می‌درخشید .

موهای زیبا و بلندی که تا گودی کمرش می‌رسید؛ موهایی که با ظلمت شب عجین شده و همچون سیاهیِ بی پایانِ آسمان مجذوب کننده بود .

سیبِ سرخ روی‌ آب غلت خورد و به آرامی، درست روی انعکاس صورتم ایستاد؛ طرحی از لبخند بر لبم جای گرفت .

گاز بزرگی به سیب زدم و به موج دایره‌هایی که بر اثر برداشتنش در آب ایجاد شده بود خیره شدم .

دایره‌ها بزرگ و بزرگ تر و به آنی محو شدند. طعم شیرینش را مَزه مَزه چشیدم .

صدای بم و مردانه‌ پدرم با لغزش دست‌های گروه ارکستر بر آلات موسیقی همراه و در نظرم زیباترین هارمون موسیقی جهان شد .

– ستیا، دخترم ؟

سرم را برگرداندم. چهره‌ی پر سطوت پدر در فاصله چند متری تن هر کسی را می‌لرزاند، ولی من، تک دختر عبدالله خان بزرگ و محبوب دلش بودم .

– اینجام خان بابا، پشتِ سرتون .

به‌عقب برگشت؛ چشمانِ سیاهش بعد از اندکی کنکاش در نگاهم قفل شد. لبخندِ شیرینی که فقط مختص من بود بر لبش جای گرفت .

سیبِ نیمهِ خورده را زمین گذاشتم و دستم را به لبه‌ی حوض گرفتم‌، بلند شدم و جلو رفتم .

– معلامه کجایی تو دختر؟ ملیحه همه‌جا رو زیر و رو کرده دنبالت .

خاکِ نشسته روی دستم را تکاندم و به رقص غبارش در هوا خیره شدم .

– همین‌جا تو حیاط. خواستم کمی هوا بخورم .

مردی جعبه‌ چوبی به دست ، به‌سمت حوض رفت .

رمان ستیا

– تو این‌ شلوغی موندن خوبیت نداره واسه تو. برو اون دختر رو بیشتر از‌ این معطلِ خودت نکن .

روی پنجه‌ی‌ پا ایستادم و ب*و*سه ای بر صورت چین خورده‌اش نشاندم .

دست گرمش که روی موهایم نشست، پلک بستم و غرقِ لذت شدم از مهرش .

– چشم‌ خان‌بابا .

مرد جعبه‌ی پرِ سیب‌ را به آب ریخت، سرخ‌ترین‌شان بیرون افتاد و غلت خورد به سمتم. خم شدم و برش داشتم. دستی‌رویش کشیدم و تمیزش کردم .

– فکر کنم امشب بارون می باره

نگاهش را به آسمانِ سیاه دوخت .

– نه ‌عزیزکرده، این گره‌ای که من می بینم به این راحتی باز بشو نیست .

سیب را به سمتش گرفتم با لبخند ب*و*سه ای بر سرخی اش نشاند و صدای قاچ کردنش در گوشم پیچید .

برای‌ بار هزارم شیفته‌ی نگاهش شدم و با چشمکی خبیثانه پاسخ دادم. خندید، آرام و مردانه. کسانی که نزدیک‌مان بودند، نگاهش کردند، نگاهی سرشار از بهت و ناباوری .

لبخندم تلخ شد، تلخ تر از آشفتگی دلِ پدرم. تلخ تر از دلِ چرکین و لبریز از نفرت برادرم. مرگ مادرم خنده را از لب‌‌های پدر ربود و رشته‌ی عشقِ برادرم را درید .

گلویش را صاف کرد و نگاهش کردم، نگاهی گنگ و غرقِ در گذشته‌ی تلخ، اخمی ابرو های پیوندی‌اش را به‌هم گره زده بود .

ولی من که می‌دانستم این اخم، مصلحتی بیش نیست، با لبخندی از کنارش گذشتم .

واردِ راهرو شدم و نگاهم را به تصویرِ هزار تکه‌ام در مثلث‌های نامنظم آینه دوختم؛ طرحی از لبخند برلبم جای گرفت، طرحی که بارها و بارها شکسته شد تا سامان گرفت‌ و روی‌هزاران ‌آینه لب زد‌ .

باد چرخید و پرده‌ی سفیدِ حریر در کناره‌های تنم رقصید و روی بدنم غلتید. بی‌سروصدا وارد اتاقم شدم. ملیحه سر از پنجره‌ بیرون برده بود و زیر لب غرغر می‌کرد .

– معلوم نیست کجا غیبش زده ، آخر من رو دق میده این دختر .

روی صندلی نشستم و به تن‌ِ ریز‌ نقشش خیره شدم. بشکنی زدم و صدایش طنین انداخت. از جایش پرید و دست روی قلبش گذاشت .

آرام آرام و مردد به عقب برگشت و مردمک نگاهش با دیدنم لرزید .

– وای‌خانم کجا بودین شما، کل عمارت رو دنبالتون گشتم، کم‌کم داشتم نگرانتون می‌شدم .

دست‌ به‌سینه شدم و ریز خندیدم .

– دست ‌پیش می‌گیری پس نیفتی ملیحه .

چشمانش گرد شد و نگاهش لغزید .

– أ..إ…چ…چی…چیزه…م…م…داش..داشتم .

طاقتم طاق شد و قهقهه‌ام بلند .

– بیا برس به کارت .

لب برچید و جلو آمد .

– چشم خانوم‌جان .

پلک بستم و سرم را به پشتی صندلی تکیه دادم .

دانلود رمان ستیا

– زیاد تو چشم نباشم ملیحه .

سیمای‌خوشش، آمیخته ‌با شرم و خجالت به‌دلم نشست .

– چشم جانِ‌دل .

خستگی کوله‌بار شد و پشت پلک‌هایم نشست. طولی نکشید تسلیمِ خواب شدم؛ آخرین خواب آرامی که‌ با جان و دلم لمس کردم و لذت بردم. خوابی شیرین و دلنشین، اما کوتاه .

با نوازش دستی لطیف ‌روی‌موهایم، چشمانم را باز کردم و به چهره‌ی دخترانه‌ی ملیحه لبخند زدم .

– خستگی ‌از سر و روتون می‌بارید، گذاشتم کمی بخوابین .

لبخندم پر مهر تر شد و بی‌جواب نماند .

– ممنون ملیحه‌جون .

نگاهش را به آینه دوخت .

– اگه راضی هستین رفع زحمت کنم خانوم .

سرم را برگرداندم و نگاهِ خسته‌ام را به‌برق آینه دوختم. موهایم روی شانه‌ام به طرز خاصی بافته شده بود؛ پوستِ سفیدم، سفید تر جلوه می‌کرد. سرخی لبم با سفیدی صورت و سیاهی موهایم تناقضی خیره کننده داشت. ذوق زده گفتم .

– عالیه، دستت درد نکنه .

سرم را به سمتش گرفتم؛ این دختر با این که چند سالی بزرگ‌تر از من بود، با کوچک‌ترین تعریف رنگ عوض می‌کرد و سرخ و سفید می‌شد .

– ممنون جانِ‌دلم. وقتی خواب بودین، عبدالله‌خان گفتن سریع‌تر برین سراغ مجلسِ زنونه .

با لبخندِ گرمی که جاخوش کرده بود روی صورتم‌، سری‌تکان دادم و بیرون رفت .

دانلود رمان دوران عقد از مهشاد لسانی

نوشته دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : آسیان

فیلم جنجالی تجاوز جنسی به آنجلینا جولی و بازیگران زن

رسوایی که دامنه تهیه کننده معروف را گرفته، هر روز عمیق تر می شود. به فهرست بلند بالای بازیگرانی که می گویند قربانی آزار جنسی وی بوده اند رز مگوان هم اضافه شده هست. ادعایی که پای شرکت آمازون را هم به این ماجرا باز کرده هست. در یک رشته توئیت خانم مگوان گفته هست که هاروی واینستین به وی تجاوز کرده هست و مدیر استودیویی آمازون هم در جریان این تجاوز بوده هست و کاری نکرده هست… بقیه ماجرا را در کلیپ ببینید ….

فیلم تجاوز جنجالی آنجلینا جولی

همچنین ببنید :

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبر

انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا ، جالب و خواندنی را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

در ادامه این مطلب برای شما عزیزان نمونه ای از انشای خواندنی سرگذشت یک رود را آماده کرده ایم .

می توانید از متن آن ایده گرفته و یا جملات آن را تغییر دهید .

امیدواریم مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد .

انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی

انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا

از کجا شروع شد ؟ چطور شد که من الان اینجا هستم ؟

اولین چیزی که در خاطرم هست این است که من از ابتدا اینجا بوده ام . حتما می پرسید چرا ؟

زیرا من قبلا و از همان ابتدا یک رود نبوده ام .

عده ای معتقدند که آب دریاها به مرور بخار می شوند و به آسمان می روند ،

سپس ابرها را تشکیل داده و دوباره به صورت باران به زمین برمی گردند .

برخی دیگر می گویند یخ ها و یخچال های طبیعی از بالای کوه ها شروع به ذوب شدن کرده و رودها از دل کوه ها جاری می شوند .

بعضی دیگر نیز می گویند رودها از دریاچه ها و دریاها جدا شده و به مسیر نامعلوم خود ادامه می دهند .

من خودم هم نمی دانم که آیا اینها درستند یا غلط !؟

فقط می دانم رود هستم ، زنده ام ، جاری ام و زندگی می بخشم .

شاید دلیل و نحوه به وجود آمدنم را ندانم اما هدفم را می دانم و به سمت آن در حال حرکت هستم .

من یک رود هستم و همیشه باید در حال حرکت و جنب و جوش باشم .

نباید هیچوقت بایستم و ثابت بمانم چون طبیعت من این نبوده و نیست .

من باید همیشه در حال جنبش و تکاپو و حرکت به سمت جلو باشم ، محصولات کشاورزان را آبیاری کنم ، به آدم ها زندگی ببخشم و …

در این مسیر مشکلات بسیاری برایم به وجود می آید اما هیچکدام از آنها مهم نیست .

من به مسیر و هدفم فکر می کنم .

تنها چیزی که به آن اهمیت می دهم و برایم مهم است ، هدفم است نه چیز دیگر !

گاهی در میان مسیر کودکان را می بینم که بازی می کنند ، من هم با آب پاشیدن به صورت و دست و پایشان با آنها بازی می کنم .

آدم ها با دیدن من ، خوشحال می شوند و درمی یابند زندگی همچان جریان دارد .

بعضی آدم های دیگر نیز زباله هایشان را در من ریزند و مرا ناراحت می کنند .

سرگذشت یک رود

نوشته انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : آسیان

وبسایت گجت نیوز – آرش صابری: سازمان پژوهش‌های فضایی هند (Indian Space Research Organisation) ماموریت فضایی تازه‌ای را برای فتح کره ماه تا سال ۲۰۱۸ در دست بررسی دارد. هندی‌ها به ماه می‌روند!

می ماه ۲۰۱۳، آخرین تلاش انسان برای فتح کره ماه توسط چینی‌ها صورت گرفت. در این تاریخ، سازمان ملی فضایی چین، موفق شد ماهنورد «یوتو» (Yutu) را با موفقیت بر سطح کره ماه فرود آورد. پیش از آن، بشر در دهه ۷۰ میلادی توانسته بود برای آخرین بار بر سطح ماه قدم بگذارد.

ماموریت فضایی هند برای فتح ماه تا 2018

اما در سال ۲۰۱۸، قرار هست یک بار دیگر این فراق درازمدت به پایان رسیده و این بار هندی‌ها برای فتح کره ماه قدم پیش بگذارند! سازمان پژوهش‌های فضایی هند در نظر دارد که در مارس ۲۰۱۸، ماهنورد جدید خود را به عنوان بخشی از ماموریت چاندریان-۲ (Chandrayaan-2) به کره ماه بفرستد.

عبارت «چاند» (Chaand) معادل کره ماه در زبان هندی هست و «چاندریان» با عبارات «ماهنورد» و یا «سفر به ماه» معنی می‌دهد. البته این اولین تلاش سازمان پژوهش‌های فضایی هند برای فتح کره ماه نیست. ولی با این وجود، ماموریت‌های فضایی «چاندریان»، از پروژه‌های محبوب دولت هند به شمار می‌رود.

ماموریت فضایی «چاندریان-۱» (Chandrayaan-1) در سال ۲۰۰۸ و از جزیره سری‌هاری‌کوتا (Sriharikota) در سواحل شرقی هند به فضا پرتاب شد. این ماموریت فضایی، ۸۳ میلیون دلار هزینه داشت و به اطلاعات جامعی از سطح کره ماه دست یافت که از جمله آن‌ می‌توان به کشف آب ماگمایی ماه اشاره کرد.

پس از این دستاوردها، در ۱۴ نوامبر ۲۰۰۸ این کاوشگر پس از برخورد با سطح ماه از کار افتاد. ۸ سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۶، آژانس فضایی ناسا (NASA) توانست بقایای آن را در مدار ماه پیدا کند.

ماموریت فضایی «چاندریان-۲» فرصت تازه‌ای برای سازمان پژوهش‌های فضایی هند هست تا باری دیگر بتواند به یافته‌های مهمی از سطح ماه دست یافته و نگاه دقیق‌تری به آن داشته باشد. تیم فضایی هند در حال آماده‌سازی سه وسیله نقلیه بدون سرنشین برای این ماموریت هستند که شامل موارد زیر هست:

ماموریت فضایی هند برای فتح ماه تا 2018

    مدارگرد مخصوص که در بالای سطح ماه قرار خواهد گرفت.
    سطح‌نشین ماه که قرار هست ماهنورد را در سطح این کره فرود آورد.
    ماهنورد مخصوص که با فرود بر سطح قمر زمین، ماجراجویی خود را آغاز می‌کند.

مدارگرد مورد استفاده در ماموریت فضایی «چاندریان-۲» قادر هست تصاویری ۳ بعدی از سطح کره ماه را با جزئیات و وضوح بسیار بالا به ثبت برساند. همچنین سطح‌نشین در نظر گرفته شده برای این ماموریت، قرار هست نگاه عمیق‌تری به پوسته و گوشته این قمر داشته باشد. ناسا می‌گوید که این کاوشگر ده‌ها متر از عمق قمر زمین را مورد بررسی دقیق قرار خواهد داد.

سطح‌نشین و ماهنورد این ماموریت، همزمان با هم به سطح کره ماه خواهند نشست و اندکی بعد، ماهنورد مسیر خود را جدا کرده و ماجراجویی مستقل خود بر سطح ماه را آغاز می‌کند. ماهنورد ماموریت «چاندریان-۲» قرار هست که ویژگی‌های سنگ و خاک قمر زمین را با دقت بی‌سابقه‌ای مورد بررسی قرار دهد.

بودجه اختصاص یافته برای اجرای این ماموریت فضایی، حدودا ۹۳ میلیون دلار بوده که در نوع خود رقم قابل توجهی هست! این در حالی‌ست که ماموریت «چاندریان-۲» تنها یکی از پروژه‌های سازمان پژوهش‌های فضایی هند در سال‌های آتی هست. این سازمان به طور همزمان بر روی پروژه دیگری تحت عنوان «آدیتیا» (Aditya) کار می‌کند که با هدف مطالعه خورشید آغاز شده و یکی از مهم‌ترین برنامه‌ها در آینده سفرهای فضایی هند به شمار می‌رود.

اگر همه چیز مطابق با برنامه‌ها پیش برود، این ماموریت در ۱۴ روز به نتیجه خواهد رسید و در این مدت، کره ماه یک دور کامل را در مدار زمین گردش خواهد کرد.

مطالعه دقیق کره ماه و کشف اطلاعات تازه از ماهیت یار دیرینه سیاره زمین، نقش مهمی را در آینده سفرهای فضایی انسان بازی می‌کند؛ چرا قرار هست از کره ماه، به عنوان یک ایستگاه موقت برای سفر انسان به مریخ در سال ۲۰۳۳ استفاده شود.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبر

متن تبریک میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

همینک در مجله آنلاین فارسی ها مجموعه کامل متن تبریک میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) را برای شما عزیزان آماده کرده ایم .

امیدواریم مورد استقبال شما کاربران محترم قرار بگیرد .

اس ام اس ولادت پیامبر اکرم ص و امام جعفر صادق ع 1 متن تبریک میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

متن تبریک میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

.

ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد ..

قدر فلک را كمال و منزلتى نیست ..

در نظر قدر با كمال محمد ..

میلاد نور مبارک ..

.

نور عترت آمد از آیینه ام ..

کیست در غار حرای سینه ام ..

رگ رگم پیغام احمد می دهد ..

سینه ام بوی محمد می دهد ..

میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد ..

.

رسول خدا (ص) :

بهترین درخواست از خدا ، ” عافیت دین و دنیا ” است ..

.

به آمنه بنت وهب، خدا عطا کرده پسر / پسر چه گویم که به خلق ، خدا عطا کرده پدر ..

میلاد پیامبر رحمت، تاج آفرینش بر شما خجسته باد ..

.

دو چشمِ آمنه بر روی احمد / گره خورده دلش بر موی احمد ..

گهی خندان گهی محو تماشا / چو می‌بیند خمِ ابروی احمد ..

خجسته میلاد پیامبر اکرم مبارک باد ..

.

با محمد برتر از آنی که اندر وصف آیی ..

تالی قرانیِ و هموزن آن ثِقل ثقیلی ..

میلاد نبی اکرم گرامی باد ..

.

ای ششم پیشوای اهل ولا / خلق را رهبری به دین هدی ..

پای تا سر خدانمایی تو / هم ز سر تا بپای صدق و صفا ..

ولادت امام جعفر صادق و نبی اکرم مبارک ..

اس ام اس ولادت پیامبر اکرم ص و امام جعفر صادق ع 2 متن تبریک میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

میلاد جامع علم و عمل و عبادت ، پرچم دار شاهراه ولایت علوى ..

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام گرامى باد ..

.

چون از افق برآمد، نور امام صادق ..

شد صبح عالم آراش، بر شام تیره فائق ..

.

بلغ العلی بکماله ..

کشف الدجی بجماله ..

حسنت جمیع خصاله ..

صلوا علیه و آله ..

.

حق چو دید آن نور مطلق در حضور / آفرید از نور او صد بحر نور ..

آفرینش را جز او مقصود نیست / پاک دامن تر زاو موجود نیست ..

میلاد نبی اکرم گرامی باد ..

.

فیض دو جهان به حب مولا بسته ست ..

بر گوشه ای از چادر زهرا (س) بسته ست ..

دنیا به گروه “ پـنـج تـن ” وابسته ست..

دوسـت داشـتـنِ اهـل بـیـت (ع) کـافـی نـیـسـت ، بـایـد بـه دوسـت داشـتـه هـاشـون عـمـل کـنـیـم ..

.

درخلوت شب آمنه زیبا پسری زاد تنها نه پسر بربشریت پدری زاد در فتنه بیدادگران دادگری زاد چشم همه روشن که چه قرص قمری زاد

میلادحضرت رسول اکرم (ص) و امام جعفرصادق (ع) مبارک باد ..

.

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق-ع بر شما تبریک و تهنیت باد ..

.

گوش کن هفت آسمان درشور و حالی دیگرند / عرشیان و فرشیان نام * محمد * میبرند ..

میلاد پیامبر نور و رحمت بر همه شما مبارک باد ..

.

همچنین در فارسی ها اس ام اس ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) را بخوانید .

نوشته متن تبریک میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.