• تاریخ : ۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان







فرهنگی

نمایش «رقص کاغذ پاره ها» به کارگردانی بهمن معتمدیان در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود.

به گفته خبری مهر، نمایش «رقص کاغذپاره‌ها» به قلم محمد یعقوبی بار دیگر اجرا می شود. این اثر به کارگردانی بهمن معتمدیان روزهای پنجشنبه و جمعه مصادف با ششم و هفتم اردیبهشت از ساعت ۲۰ در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود.

این نمایش ثمره‌ دومین دوره از ورک شاپ «ایده تا اجرای قدرت سکوت» به سرپرستی بهمن معتمدیان هست که پیش از این در سال گذشته نمایش «قرمز و دیگران» را به صحنه برده بودند.

تهمینه اختری، سحر باقری، آرزو بنواری، بهاره پیشرو، مریم جزینی، محمد جمشیدی، طاها خانجانی، ارمغان خان‌محمدی، سینا خدامرادی، سارا صبری، ‌ سعید عسکرزاده، زهرا کریم‌زادگان و حامد لطفی بازیگران «رقص کاغذ پاره ها» هستند و از دیگر عوامل این نمایش می توان به ناصر راد طراح پوستر و بروشور، سالار منفرد آهنگساز و نوازنده کلاسیک، آرزو غفاری مدیر صحنه و ملیکا یزدچی مسئول تصویر و ویدئو اشاره کرد.

  • تاریخ : ۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

سریال زندگی از نو در گیلان فیلمبرداری می شود و علیرضا خمسه بازیگر در آن بازی می کند.
کارگردانی این سریال را علی محمد قاسمی بر عهده دارد.

موضوع این سریال درباره زوجی هست که برای زندگی به شمال کشور می روند و اتفاقاتی که برای این زوج می افتد.

علیرضا خمسه بازیگر

تهیه‌کننده سریال «زندگی از نو» از ایفای نقش علیرضا خمسه بازیگر در این سریال خبر داد.

مهدی شفیعی در گفت‌وگو با اشاره به بازیگر جدیدی که به این سریال اضافه شده هست،
بیان کرد: علیرضا خمسه به سریال «زندگی از نو» پیوسته و ما همچنان در گیلان,
مشغول تصویربرداری هستیم.

علیرضا خمسه بازیگر

علیرضا خمسه در سریال زندگی از نو

او ادامه داد: حدود ۸۰ درصد کار پیش رفته هست و طبق برنامه‌ریزی ما تا پایان اردیبهشت ماه تصویربرداری تمام می‌شود.

رضا کیانیان، محمدعلی ساربان، امیرحسین صدیق، مرتضی ضرابی، مینا جعفرزاده، کمند امیرسلیمانی،
آرش مجیدی، بهزاد فراهانی، متین ستوده، اکبر معززی، خیام وقار کاشانی، ژیلا آل رشاد،
حدیث نیکرو، مجید پتکی، علی انصاریان و … بازیگران دیگر این سریال هستند.

ماجرای سریال زندگی از نو

داستان این سریال درباره زوج جوانی هست که به دلیل بدی آب و هوا و خستگی از شهر تهران به شمال می‌روند,
و یک کمپ گردشگری در آن‌جا ایجاد می‌کنند اما در این مسیر با مشکلاتی روبه‌رو می‌شوند.

سریال «زندگی از نو» به کارگردانی علی محمد قاسمی و تهیه‌کنندگی مهدی شفیعی از شبکه ,
پنج سیما به روی آنتن خواهد رفت.

علیرضا خمسه بازیگر

نمایی از سریال زندگی از نو

بیشتر بدانید علیرضا خمسه: زشت بودن من باعث شد که تلاش بیشتری کنم که در جامعه دیده بشوم

علیرضا خمسه با بیان اینکه مادرم می‌گفت که پسر زشتی هستم، در پاسخ به این سؤال که چطور,
با این اوصاف پا به عرصه‌ای گذاشتید که یکی از نیازهای اولیه آن چهره زیبا هست، گفت:

این برداشت، برداشت صحیحی از حرفه بازیگری نیست. الان که به تئاتر می‌روم، تمام بازیگران از نظر من ,
زیبا هستند. حالا ممکن هست زیبایی بصری داشته باشند، ممکن هست نداشته باشند.

من به عمق بازی و عشق آن‌ها نگاه می‌کنم. زشت بودن من باعث شد که تقلا و تلاش بیشتری کنم ,
که در جامعه دیده بشوم و مردم من را بپذیرند.

این بازیگر کمدین که در سریال‌های «میکائیل» و «مردهزار چهره» نقش جدی بازی کرده هست، درباره‌ی نقش آقاخان,
در سریال میکائیل گفت: نقش «آقاخان» را با علاقه تمام انتخاب کردم و این موضوع در نظرم بود ,
که مخاطبی که چند وقتی هست من را با نقش طنز مثل «بابا پنجعلی» می‌بیند،

علیرضا خمسه بازیگر

بازیگران سریال زندگی ار نو

حالا می‌خواهد من را با یک نقش کاملا جدی ببیند و این موضوع برای خودم یک چالش بزرگ بود ,
که فکر می‌کنم با موفقیت انجامش دادم و مردم نقش «آقاخان» را پذیرفتند.

وی با اشاره به اینکه پس باورم این هست که اگر می‌خواهم کمدین خوبی باشم باید تراژدی و کمدی را ,
خوب بازی کنم، افزود: اصولاً لفظ کمدین به کسی اطلاق می‌شود که همزمان کمدی و تراژدی ,
بازی می‌کند و در فرانسه به کسی که کارهای خنده‌دار بازی می‌کند،

کمیک می‌گویند ولی کمدین کسی هست که تراژدی هم خوب بازی می‌کند.

مثلا مهدی هاشمی و پرویز پرستویی را مثال می‌زنم یا بازیگران خیلی خوب دیگر که کمدی را همانقدر,
خوب بازی می‌کنند که تراژدی را.

ایسنا , سرپوش

  • تاریخ : ۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

تصویر های شیر نری که توله شیر را می کشد و می خورد

پس از ینکه یک شیر فرمانده گله می شود در گله یک کشتار خونین راه می نادازد. این شیرها، توله های زیر دو سال که متعلق به سردسته قبلی هست را به طرز فجیعی می کشند و گاهی می خورند.

شیرهای نر وقتی به سن شش سالگی می رسند قدرت و توانایی رهبری گله را دارند و می توانند برای رسیدن به فرماندهی گروه دیگر شیرهای نر را از گله بیرون بیندازند که در نهایت این قدرت خواهی، موجب جنگ و خونریزی می شود. هر شیر نر تقریبا ۳ سال می تواند فرمانده گله باشد و بعد آن شیرهای جوان تر جایش را میگیرند.

این شیر، گروه ررا در برابر دیگر شیرهای نر محافطت می کند و از طرفی دیگر تولید مثل می کند. در این میان توله های زیر ۲ سال مانعی جدی برای تولید مثل هستند، زیرا شیرهای ماده تا توله هایشان بالاتر از دو سال نروند، اقدام به تولید مل نمی کنند. به همین دلیل شیرهای نری که تازه به قدرت می رسند توله شیرهای کوچک را می کشند.

در بعضی مواقع شیرها هم توله را می شکند و هم می خورند. این حرکت معمولا جلوی چشم شیر ماده انجام نمی شود. در این مطلب تصاویر عکاسی ۴۴ ساله انگلیسی ررا مشاهده می کنید که چندی پیش برای عکاسی به پارک تارانجیز در تانزانیا ررفته بود و با چنینن صحنه جالبی مواجه شد. تصویر شیر

تصاویر باورنکردنی از کشتن و خوردن توله شیر توسط شیر نر تصاویر باورنکردنی از کشتن و خوردن توله شیر توسط شیر نر تصاویر باورنکردنی از کشتن و خوردن توله شیر توسط شیر نر تصاویر باورنکردنی از کشتن و خوردن توله شیر توسط شیر نر تصاویر باورنکردنی از کشتن و خوردن توله شیر توسط شیر نر

 

این عکاس در کمال ناباوری دید که شیر نر لاشه توله زخمی را به دندان گرفته و با خود می برد. او در ابتدا تصور کرد که این شیر در درگیری بین شیرها کشته شده هست اما لحظاتی بعد صحنه ای تکان دهنده دید. شیر نر که یک شیر ماده دیگر در کنارش بود، توله را روی زمین انداخت و این توله را خورد.

راهنمای گروه گردشگری به آنها گفت که شیرها بعد از کشتن توله شیر غریبه آن را می خورند. عکاس که در کمال تعجب این تصاویر را ثبت کرد نکته جالب برایش این بود که شیر ماده صورتش را برگرداند تا شاهد این صجنه غم انگیز نباشد.

  • تاریخ : ۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

سینماروزان: حسین شهاب بازیگر که تجربه نزدیک به پنج دهه فعالیت در سینما را داشت به دلیل نارسایی قلبی به کما رفت.

بازیگر قدیمی سینما و تلویزیون به کما رفت

حسین شهاب از جمله بازیگران نقشهای مکمل بود که بعد از اشتغال به ورزش کشتی در باشگاههای پولاد و فردوسی از اواخر دهه چهل به بازیگری روی آورد.

اولین فیلم حسین شهاب «گردش روزگار» بود و به دنبال آن و در دهه های مختلف در آثاری همچون «کافر»، «دشنه»، «تنگسیر»، «گوزنها»، «برزخیها»، «شیلات»، «شب بیست و نهم» و «واکنش پنجم» ایفای نقش کرد.

حسین شهاب سابقه حضور در سریال تاریخی ماندگار «هزاردستان» را هم در کارنامه دارد و کمدی «شارلاتان» از آخرین کارهایی هست که در آن ایفای نقش کرده هست.

  • تاریخ : ۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان







فرهنگی

معاون مستند مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بیان کرد به دنبال موازی کاری با تلویزیون در تولید آثار مستند نیستند و قرار هست تمرکز اصلی بر تولید مستندهای سینمایی باشد.

مرتضی رزاق کریمی معاون مستند مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به سیاست های سال جدید مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی گفت: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی این روزها بیش از گذشته روی تولید آثار مستند و انیمیشن تمرکز دارد و می توان گفت این تولیدات با موفقیت هایی از سوی جشنواره های بین المللی در خارج از کشور همراه بوده هست.

وی ادامه داد: بحث اعمال سیاست های جدید در این مرکز در واقع ادامه سیاست های گذشته هست. در واقع می توان گفت از ۳ سال پیش تصمیم گرفته شد تا مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی دیگر تولید آثار داستانی را دنبال نکند به این معنا که تولید فیلم های اول داستانی بلند و فیلم کوتاه داستانی از ۳ سال پیش در این مرکز متوقف شد.

معاون مستند مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بیان کرد: در این راستا تولید آثار مستند و انیمیشن در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی متوقف نشده هست و طبق روال گذشته تولید این آثار دنبال می شود. با ایجاد ۲ معاونت مستقل انیمیشن و مستند، تمرکز در تولید این نوع از آثار بیشتر شده هست.

وی تاکید کرد: در سال جدید به دنبال کاهش کمی تولیدات نیستیم اما گرایش اصلی ما حمایت از تولید مستندهای سینمایی هست. البته مخالف تولید مستند تلویزیونی نیستیم و آثار ارزشمندی در این زمینه توسط رسانه ملی تولید می شود اما رویکرد ما در سال جاری این هست که کار موازی و مشابه با تلویزیون انجام ندهیم.

رزاق کریمی در پایان گفت: در این میان اگر مستند کوتاهی خلاقانه و نو باشد در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تولید می شود اما سیاست اصلی ما تولید آثار مستند با ساختار دراماتیک و سینمایی هستیم.

  • تاریخ : ۵ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از ۳۰ فروردین تا ۷ اردیبهشت ماه به مدت یک هفته در پردیس سینمایی چارسو در تهران در حال برگذاری هست .جشنواره امسال میزبان چهره های مشهوری از سینماگران اقصی نقاط جهان هست . این جشنواره بر معرفی فیلم های که با مضمون صلح و دوستی ساخته شده اند تمرکز بیشتری دارد . آناهیتا افشار در جشنواره فجر در کنار همسرش حضور پیدا کرد.

آناهیتا افشار در جشنواره فجر

آناهیتا افشار به همراه همسرش در سی و ششمین جشنواره جهانى فیلم فجر.

تیپ متفاوت آناهیتا افشار در جشنواره فجر

آناهیتا افشار در جشنواره فجر

آناهیتا افشار در جشنواره فجر در کنار همسرش

درباره جشنواره جهانی فیلم فجر بیشتر بدانید

سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر با حضور فیلمسازان ایرانی و خارجی از پنجشنبه ۳۰ فروردین ماه
با اکران فیلم‌هایی در بخش‌های مختلف جشنواره آغاز و تا ۷ اردیبهشت در پردیس سینمایی چارسو ادامه دارد.

در قلب پایتخت ایران، تهران، جشنواره جهانی فیلم فجر، فیلم‌های باکیفیت داخلی و بین‌المللی
را گرامی می دارد. این رویداد به مبادلات فرهنگی اولویت می بخشد، دستاوردهای نوین سینماگران تحسین‌شده
را به نمایش می‌گذارد و فیلم‌هایی را که در ارتقای مشارکت هنری در واسطه بیانی سینما راه‌گشا هستند،
عرضه می‌کند.به‌علاوه، جشنواره به آثاری که در گسترش پیام عدالت‌طلبی و صلح جهانی
و ارزش‌های اخلاقی و انسانی تاکید داشته باشند، نگاهی ویژه خواهد داشت.

معرفی جشنواره فیلم فجر و چهره های برجسته حاضر در آن

هم‌چنین جشنواره برای معرفی فیلم‌هایی از خاورمیانه، آسیای مرکزی، قفقاز و آناتولی اهمیت خاصی قائل هست
و بر آثاری که با الهام از آموزه‌های راستین پیامبران الهی، پیام صلح و دوستی ساخته داشته باشند، تمرکزی ویژه دارد.

جشنواره جهانی فیلم فجر در این منطقه جغرافیایی محلی یگانه برای تبادل تجربیات
و ملاقات های بین المللی فراهم می آورد و دوره آموزشی فشرده ای را برای فیلمسازان جوان تدارک می بیند.

در عین حال، برگزاری بازار بین المللی فیلم و برنامه های تلویزیونی ایران امکانی عالی برای خرید
و فروش حقوق، تولید مشترک و حمایت از تولید آثار و نمایش ویژه فیلم های جدید ایرانی را به وجود می آورد.

جشنواره جهانی فیلم فجر امسال میزبان سینماگران مختلفی از اقصی نقاط جهان خواهد بود
که تاکنون حضور افرادی چون نیکولا پیووانی آهنگساز، فرانکو نرو بازیگر ایتالیایی، رشید مشهراوی کارگردان فلسطینی،
ریتی پان کارگردان کامبوجی، محمد الدراجی کارگردان عراقی، یورن دانر منتقد، تهیه‌کننده و بازبگر فنلاندی،
زینب اوزباتور آتاکان تهیه‌کننده ترکیه‌ای، لری اسمیت فیلمبردار بریتانیایی، توماس ماخ فیلمبردار آلمانی،
کارن شاخنازاروف کارگردان روسی، اولیویه مگاتون فیلمساز فرانسوی، الیور استون فیلساز آمریکایی،
ژان پی‌یر لئو بازیگر فرانسوی اطلاع رسانی‌ شده بود و به تازگی افراد دیگری چون استلا کالتسو طراح صحنه،
فیلیپ راس فیلمبردار، آیدا بگیچ فیلمساز، ایزابل جیوردانو مدیر فعلی یونی‌فرانس و روزنامه‌نگار سابق،
روبرتو پرپینانی تدوینگر و آنا هنکل-دونرسمارک برنامه‌ریز جشنواره‌های سینمایی قطعی شده هست.

حضور پانته آ بهرامی در جشنواره و نظرش درباره آن

به گفته ستاد خبری سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر، پانته آ بهرام بازیگر سینما،
تئاتر و تلویزیون در حاشیه بازدید از پردیس سینمایی چارسو در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر
درباره این جشنواره گفت: در سال های قبل از دور جشنواره جهانی فیلم فجر را دنبال می کردم
و امسال که در این جشنواره حضور پیدا کردم دیدم که فضای خوب و منظمی حاکم هست
و تیم مدیریت این جشنواره از تجربیات دو سال گذشته به درستی استفاده کرده اند.

وی افزود: انرژی خوبی در جشنواره جهانی فیلم فجر وجود دارد و به اعتقاد من باید به مدیریت این جشنواره زمان داد تا بتواند با تجربه هر ساله، جشنواره را سال به سال بهتر برگزار کند. تجربه در هر دوره باعث قوام جشنواره جهانی فیلم فجر خواهد شد.

بهرام درباره حضور پررنگ اهالی سینما در جشنواره جهانی فیلم فجر بیان کرد:
حضور سینمایی ها در بهتر شدن جشنواره تاثیرگذار هست و فکر می کنم اگر جشنواره جهانی فیلم فجر
با همین منوال و با استفاده از هنرمندان پیش برود، اتفاق بهتری رقم می خورد.

وی ادامه داد: مدیرانی که در جشنواره جهانی فیلم فجر حضور دارند افراد باتجربه ای هستند
که در جشنواره های بزرگ دنیا حضور داشته و عضو هیات انتخاب و هیات داوران جشنواره های خارجی نیز بوده اند.

این بازیگر سینما و تئاتر در پایان تاکید کرد: من دورنمای جشنواره را روشن می بینم.
در سال های اخیر ریتم پر سرعت سینمای دنیا کند شده و ما به راحتی می توانیم با کمی تدبیر به سینمای دنیا برسیم.

آناهیتا افشار در جشنواره فجر

پانته آ بهرامی در جشنواره فجر

آخرین خبر , مهر , سلام سینما

  • تاریخ : ۵ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

ساعد سهیلی

تصویر ساعد سهیلی و همسرش گلوریا هاردی

بیوگرافی ساعد سهیلی بازیگر زن ایرانی

ساعد سهیلی بازیگر سینما و زاده ۳۰ بهمن سال ۱۳۶۶ در شهر مشهد هست و از سال ۱۳۸۰ تا کنون در حال فعالیت بازیگری هست. پدر وی، سعید سهیلی هست که یکی از کارگردان های معروف ایرانی می باشد.

همسر ساعد سهیلی گلوریا هاردی می باشد. گلوریا هاردی ماردش اهل شیراز استو پدرش اهل شهر بوردو در فرانسه می باشد. گلوریا هاردی اولین بار در سریال کیمیا ایفای نقش کرد.

ساعد سهیلی

شروع فعالیت ساعد سهیلی

ساعد سهیلی از سن ۱۴ سالگی و با بازی در نقش کوتاهی در فیلم شب برهنه ساخته سعید سهیلی وارد عرصه بازیگری شد. سعید سهیلی فیلمبردار پشت صحنه بعضی از کارهای پدرش نیز بوده هست. مدرک تحصیلی ساعد سهیلی رشته گرافیک از دانشگاه ازاد اسلامی هست.

 

 ساعد سهیلی

ازدواج او با گلوریا هاردی

 ساعد سهیلی چند سالی می شود که با گلوریا هاردی ازدواج کرده هست. این بازیگر وقتی که به فستیوالی در پاریس دعوت شده بود با کلوریا هاردی آشنا شد و پس از مدتی با هم ازدواج کردند. گلوریا هاردی بازیگر دو رگه ایرانی هست که در سریال کیمیا بازی کرد و شناخته شد.

 ساعد سهیلی

فیلم شناسی ساعد سهیلی:

– لاتاری  – محمدحسین مهدویان     (۱۳۹۶) / اتاق تاریک  – روح‌الله حجازی     (۱۳۹۶) / ماهورا  – حمید زرگرنژاد     (۱۳۹۵) / گشت ۲  – سعید سهیلی     (۱۳۹۵) / ۵۰ کیلو آلبالو  – مانی حقیقی     (۱۳۹۴) / مالاریا  – پرویز شهبازی     (۱۳۹۴)
/ پل خواب  – اکتای براهنی     (۱۳۹۴) / رخ دیوانه  – ابوالحسن داودی     (۱۳۹۳) / کلاشینکف  – سعید سهیلی     (۱۳۹۳) / چند متر مکعب عشق  – جمشید محمودی     (۱۳۹۲) / متروپل  – مسعود کیمیایی     (۱۳۹۲) / پات  – امیر توده روستا     (۱۳۹۲) / او خوب سنگ می‌زند  – هادی محقق     (۱۳۹۱) / همه چیز برای فروش   – امیر ثقفی     (۱۳۹۱) / بشارت به یک شهروند هزاره سوم  – محمدهادی کریمی     (۱۳۹۱) / گشت ارشاد  – سعید سهیلی     (۱۳۹۰) / تلوزیونی میان ماندن و رفتن  – بهروز شعیبی     (۱۳۸۹) /  چارچنگولی  – سعید سهیلی     (۱۳۸۷) /  شب برهنه  – سعید سهیلی     (۱۳۸۰)

 

 ساعد سهیلی

جوایز و افتخارات ساعد سهیلی:

شماره     جوایز     فیلم     سال
۱- نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از جشنواره فیلم فجر     گشت ۲    (۱۳۹۵)
۲- برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره بین‌المللی فیلم رَباط “مراکش”     چند متر مکعب عشق  (۱۳۹۴)
۳- برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشن خانه سینما     چند متر مکعب عشق (۱۳۹۴)
۴- نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از جشنواره فیلم فجر     رخ دیوانه    (۱۳۹۳)
۵- نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از جشنواره فیلم فجر     گشت ارشاد (۱۳۹۰)
۶- برنده تندیس بهترین بازیگری مرد در بخش فیلم‌های ویدئویی از جشنواره بین‌المللی فیلم کیش  میان ماندن و رفتن (۱۳۹۰)

ساعد سهیلی

 

گفتگو با ساعد سهیلی بازیگر جوان ایرانی

پدر شما کارگردان سینماست و این که سر از دنیای بازیگری در آورده اید، خیلی جای تعجب ندارد اما اولین بازی مهم تان جلوی دوربین در ۲۴ سالگی اتفاق افتاد، چرا اینقدر دیر؟

– پدرم کلا محتاط هست و می ترسید بازی من در فیلمش جواب ندهد. بالاخره پای آبروی حرفه ای اش در میان بود. شاید پیش خودش احساس کرده بود که من یک استعدادی دارم اما این ترس همراهش بود و مدام این تصمیم را به عقب می انداخت. شاید اگر تله فیلم بهروز شفیعی (میان ماندن و رفتن) را بازی نکرده بودم، اصلا هیچ وقت این اتفاق نمی افتاد.

چطور سر از آن فیلم در آوردید؟

– یکی از دوستانم زنگ زد و گفت شعیبی و جواد عزتی (که بازیگردان آن کار بود) دارند تست می گیرند؛ من دارم می روم، تو هم بیا!

آن موقع چه کار می کردید؟

– روزهای آخر سربازی ام بود. قبلش در دانشگاه سوره گرافیک می خواندم اما نیمه کاره ولش کردم.

 ساعد سهیلی

چرا؟– گیج بودم! نمی دانستم راهم چیست و به چه چیزهایی علاقه دارم. فقط زندگی ام را می گذراندم. برای این تست بازیگری هم خیلی شانسی رفتم. بعدش جواد عزتی گفت چقدر خوب، چقدر عالی! آن موقع عزتی اصلا نمی دانست پدرم کیست، وسط های فیلمبرداری یک روز ازم پرسید، سعید سهیلی پدر شماست؟ سر آن فیلم من از جشنواره فیلم های ویدئویی جایزه بهترین بازیگری را گرفت. فکر می کنم بعد از آن جایزه بود که پدرم احساس کرد می تواند روی من حساب کند.

قبل از این اتفاق ها دل تان می خواست بازیگر شوید؟

– نه، البته خیلی علاقه داشتم؛ مثلا با پسرعموهایم تئاتر دانشجویی کار می کردیم یا موقع خدمتم در شهرک دفاع مقدس، وقتی گروه های فیلمبرداری می آمدند، می رفتم و با علاقه بازی بازیگرها را تماشا می کردم. گاهی هم احساس می کردم می توانم بهتر از خیلی از آنها باشم! این تحلیل ها را در ذهن داشتم ولی هیچ وقت جرأت نداشتم که بلند بگویم می توانم.

اولین پلانی را که سر «گشت ارشاد» بازی کردید یادتان هست؟

– بله. داشتم در خانه املت درست می کردم؛ باید می آمدم سمت حمید فرخ نژاد و دیالوگم را می گفتم. از استرس همه بدنم خیس شده بود. کلا اعتماد به نفس خیلی بالایی نداشتم.

ساعد سهیلی

نداشتید، یا ندارید؟

– خیلی بهتر شده ام. آنجا فضا برای کسی که تازه آمده و پدرش هم کارگردان هست، سنگین بود. همه یک گاردی نسبت به من داشتند که به شان حق می دادم. اما رفته رفته این گارد شکسته شد. حمید هم وقتی دید دارم تلاش می کنم و برایم مهم هست، پشتم ایستاد و حمایتم کرد و دیگر راحت تر جلوی دوربین حاضر شدم.

چطور جزئیات نقش را پیدا می کردید؟

– راستش برای «گشت ارشاد» خیلی اذیت شدم، چون تجربه ای نداشتم. پس مجبور بودم برای پیدا کردن کاراکتر «حسن» مسیرهای زیادی را طی کنم و در واقع مدام از این شاخه به آن شاخه بپرم؛ رفتم بیمارهای روانی را دیدم. با دکترها صحبت کردم، توی اینترنت سرچ کردم، کتاب خواندم… مدام داشتم می چرخیدم، ولی نمی دانستم دنبال چه هستم؛ فقط می خواستم موفق شوم؛ خیلی تحقیقات محیطی داشتم. تازه مجوزی هم نداشتم که بتوانم وارد بیمارستان شوم. مجبور بودم به این بهانه که «خودمان مریض داریم»، از دکترها سوال کنم تا بروم چند لحظه ای بیمارها را ببینم. آخر سر هم سعی کردم خیلی حسی و دلی جلوی دوربین بروم و صادقانه بازی کنم.

برای این فیلم نامزد سیمرغ جشنواره شدید. اگر این اتفاق نمی افتاد، باز این قدر جدی این مسیر را ادامه می دادید؟

– اگر این نامزدی نبود یا مردم به من توجه نمی کردند، قطعا سر همان فیلم اول بازیگری را کنار می گذاشتم ولی توجه آدم های بزرگ سینما و مردم انرژی من را برای ادامه مسیر خیلی زیاد کرد.

ساعد سهیلی

بعد از گشت ارشاد چقدر پیشنهاد بازیگری داشتید و چطور سر از «چند متر مکعب عشق» در آوردید؟

– پیشنهادهای زیادی نداشتم ولی کلا حس ششم قوی دارم. سر «چند متر مکعب عشق» هم، فیلمبرداری بعد از سه روز کار متوقف شده بود. بازیگر اصلی شان یونس غزالی بود که مشکلی برایش پیش آمد و شرایط کار را نداشت. بعد آقای محمودی زنگ زد به من و رفتم دفترشان. گفت ما فکر نمی کردیم صورتت به این کاراکتر بخورد اما چند شب پیش به صورت اتفاقی قسمتی از «گشت ارشاد» را دیدم و نظرم عوض شد.

یعنی به همین سرعت رفتید سر ضبط؟

– بله، بنا به همان حس ششمم، مطمئن بودم که موفق می شوم و قبول کردم. کارگردان مان هم کارگردان خوبی بود و خیلی کمکم کرد. گروه صمیمی و جمع و جوری داشتیم و کلا از آن کار خاطرات خوبی دارم. برای این فیلم، جایزه خانه سینما را گرفتم. این تشویق، اعتماد به نفس و انرژی ام را بیشتر کرد و باعث شد گام های دیگری بردارم.

برای این پیشنهاد، با پدرتان مشورت نکردید؟ 

– نه. کلا ارتباطمان با هم خیلی زیاد نیست. نه که بگویم با هم بد هستیم؛ اصلا. اما مشورت مان کم هست و صحبت های مان زیاد درباره سینما نیست.

ساعد سهیلی

سر صحنه این چند همکاری تان، احساس می کردید که دارید با پدرتان کار می کنید؟

– سر فیلم های پدرم، یک جاهایی خیلی اذیت می شوم. خیلی سختگیرانه مرا تحت فشار می گذارد. مثلا اگر بازیگر دیگری اشتباه کند، غرش را به من می زند [می خندد] من هم یک جاهایی صدایم در می آید که «فلانی این کار را کرده، به من چه؟!» سر صحنه هیچ وقت احساس «پدر و پسری» نمی کنم. حتی برعکس، خیلی احساس «غریبگی» می کنم. با کارگردان های دیگر بیشتر رفیقم تا با پدرم.

برخلاف اغلب بازیگرانی که از طریق پدر یا مادر سینماگرشان پا به این عرصه گذاشتند، شما خیلی زود از زیر سایه پدرتان در آمدید، به نظرتان علت این اتفاق چیست؟

– نمی دانم. به هر حال از بچگی، سر تمرین تئاترهای پدرم در مشهد می رفتم و همیشه هم افتخار می کردم که کارهای موفقی می ساخت و بابت شان با جایزه از تهران به مشهد بر می گشت. پدرم قهرمان من بوده و هست. به هر شکلی دوست دارم زیر سایه اش باشم، چه مثبت باشد، چه منفی. اما از آن طرف خودم هم واقعا یک لحظه دست از تلاش بر نداشته ام.

این خصوصیات در شما (به خصوص با توجه به هم نسل های تان) ویژگی کمیابی هست. مثلا همین که گفتید برای «گشت ارشاد» رفته اید و بیمارهای روانی را از نزدیک دیده اید؛ چطور این روحیه در شما به وجود آمده؟ کسی ازتان خواسته؟

– هیچ کس! نه من از کسی راهنمایی خواسته ام، نه آنها چنین کاری کرده اند. شاید این تصور وجود داشته باشد که مثلا پدرم، مرا ساپورت می کند اما در واقعیت این طور نیست. من از این شرایط ناراضی نیستم. مثلا موقع سربازی ام، هیچ صحبتی از طرف پدرم برای پارتی بازی با کسی نشد. حتی عوض ۱۸ ماه، ۲۱ ماه خدمت کردم و ۱۰ ماه دستشویی شستم و آن سه ماه اضافه را هم کشدم. راستش همیشه به پشتکار و تلاش خودم تکیه داشتم. این طوری بزرگ شدم و هنوز هم آن تلاش در من هست.

ساعد سهیلی

همکاری بعدی تان با پدر (یعنی «کلاشینکف») چطور پیش آمد؟

– خودم خیلی شک داشتم که باشم یا نه. نگران بودم که موفقیت «گشت ارشاد» دیگر تکرار نشود و آن تجربه خوب، خراب شود.

این را به پدرتان هم گفتید؟

– نه، همه اش در ذهنم بود. دنبال بهانه ای بودم که نروم، ولی نشد! برایم سخت بود که نه بگویم؛ ولی نگران هم بودم.

کلا برای تصمیم گیری سر کارهای تان با کسی مشورت می کنید؟

– نه! تا الان برای هیچ فیلمی با هیچ کس مشورت نکرده ام.

چرا؟

– چون حس می کنم خودم بهترین تصمیم را می توانم بگیرم. به آن حس ششمی که گفتم اعتماد دارم. معادله نیست که ضرب و تقسیم و بالا و پایین بکنم. تا حالا هم از همه انتخاب هایم راضی بوده ام، پس باز هم با همین رویه جلو می روم.

یعنی از هیچ دام از انتخاب های تان یا فیلمنامه هایی که رد کرده اید پشیمان نیستید؟– اصلا پیشنهاد فیلم هایی را قبول نکرده ام که خیلی هم موفق شده اند، ولی دلایل من برای قبول نکردن آنها این قدر برای خودم مهم بوده که هنوز هم پشیمان نیستم.

ساعد سهیلی
انگار با همه حجب و خجالتی که در خودتان دارید، کمی هم غُد و لجباز هستید!– اتفاقا یک دستیار کارگردانی به من می گفت تو با پنبه سر می بُری! سرت را پایین می اندازی، ولی کار خودت را می کنی!

و امکان ندارد بشود کاری را به زور به شما تحمیل کرد.

– اصلا.

پدر شما بیرون از فیلم هایش، خیلی کارگردان پر حاشیه و پر سروصدایی هست، شما اما به لحاظ آرامش شخصیتی، نقطه مقابل پدرتان هستید. با این حال انگار لجاجت پدر، به شکل دیگری در شخصیت پسرش ظاهر شده!

– من قبل از بازیگر شدن اهل دعوا بودم. مثلا خیلی در مدرسه کتک کاری می کردم. شرایط بزرگ شدنم در پایین شهر مشهد و رفقایم هم در این قضیه موثر بودند. در محله ای بزرگ شدم که ناخودآگاه شرارت هایی با خودش دارد. بعد که وارد بازیگری شدم کلا آرام شدم؛ شاید آن انرژی تخلیه شد، شاید برای اولین بار می دیدم که تو را حساب می کنند؛ گفتم خب بگذار یک مقدار هم با شخصیت باشم! [می خندد]

یک سوال کوچک خصوصی؛ چه شد که در آن سن ازدواج کردید؟ آن موقع بازیگری را شروع کرده بودید؟

– بله. «گشت ارشاد» را بازی کرده بودم اما هنوز اکران نشده بود. بهروز شعیبی برای فیلم «میان ماندن و رفتن» به فستیوالی در پاریس دعوت شده بود. گفت من بچه ام به دنیا آمده، نمی توانم بروم؛ تو به جای من برو. گفتم باشد! رفتم و آنجا با خانمم آشنا شدم.

چقدر همه چیز در زندگی شما تصادفی جلو رفته!

– واقعا برای همین هست که می گویم حضور خدا را مدام احساس می کنم.

ساعد سهیلی
«رخ دیوانه» را هم در همان سال های اول کارتان بازی کردید که به نسبت، نقش متفاوتی در کارنامه آن زمان شما بود.– فکر می کنم بیشتر بازیگرهای جوان مان برای آن فیلم تست دادند! من هم دو بار به دفترشان رفتم و تست دادم. بعد فیلمنامه را بهم دادند. وقتی خواندم شگفت زده شدم چون معمولا پیشنهادهایی که آن موقع داشتم، شبیه نقش امیر جدیدی در همین فیلم بود؛ پسر مثبتی که حلال و حرام برایش مهم هست. اما اینجا برعکس بود؛ امیر آن طرف بود و من این طرف، و این جابجایی به نظرم جذاب می رسید. این شد که چشم بسته قرارداد بستم. فکر نمی کردم نقشم این قدر مورد توجه قرار بگیرد اما در فجر کاندیدا شدم و بازی در «رخ دیوانه»، باعث شد این شجاعت را پیدا کنم که حتی به سمت مسیرهای دیگری در بازیگری بروم.

در این سال ها قراردادهای مالی تان خیلی پیشرفت می کرد؟

– همیشه بالاتر از قبلی بود.

اما جهشی نداشتید.

– نه.

این رشد اندک، برای تان ناامید کننده نبود؟

– نه، همیشه بابت همین دستمزدی که اضافه می شد خوشحال بودم. توی دلم می گفتم حتما دارم درست کار می کنم که بیشتر از فیلم قبلی بهم پول می دهند.

بعد رسیدیم به «مالاریا» و پرویز شهبازی، که نسبت به فیلمسازهایی که قبلا با آنها کار کرده بودید، در مجموع کارگردان متفاوتی محسوب می شد.

– بله. بهم زنگ زدند و رفتم دفترشان. گفتند: «شنیده ام خیلی روی فیلمنامه هایت کار می کنی! فیلمنامه هایت کثیف می شوند، می نویسی، یادداشت بر می داری و …» گفتم بله.

ساعد سهیلی

چه چیزهایی در فیلمنامه ها می نویسید؟

– معمولا دیالوگ هایی را که خیلی «دیالوگ» هست حذف می کنم و به جای آن معادل امروزی اش را پیشنهاد می دهم. گاهی هم نکته هایی را می نویسم که حسی و درونی هست. مثلا یادم بماند که اینجا را شبیه حس فلان رفیقم یا نزدیک به فلان موقعیتی که تجربه اش کردم، بازی کنم. به هر حال شهبازی گفت: «اینجا از این خبرها نیست. اصلا بهت فیلمنامه نمی دهیم. هر چه می گویم باید اجرا کنی». گفتم سر کارهای دیگر که این طور نبوده؛ ولی من علاقه دارم تجربه جدیدی انجام دهم و قبول کردم.

چه شد که این شرایط را پذیرفتید؟

– به خاطر کار با شهبازی. بعد هم خیلی با هم رفیق شدیم و رابطه مان خیلی عمیق شد.

واقعا فیلمنامه ای به شما نداد؟

– نه. اصلا من تا آخرین فیلمبرداری نمی دانستم داستان چیست. فقط موقع اکران که فیلم را دیدم، قصه کاملش را فهمیدم.

می توانید کمی درباره این تجربه عجیب تان در بازیگری صحبت کنید؟

– بازی در آن فیلم برای من خیلی آسان بود. سختی و فشار کار من همیشه در پیش تولید هست که اینجا آن را نداشتم. از برداشت های فراوان هم خبری نبود و خیلی ساده جلو می رفتیم. یادم هست که در یک پلانی، شهبازی به من گفت به زمین نگاه کن و به مردم بگو جلو نروید! بعد دوباره به زمین نگاه کن. روی زمین فقط دوتا آجر بود. پیش خودم می گفتم یعنی چی؟! اما همین کار را کردم. بعدا در سینما دیدم یک ببر بزرگ آنجاست و دارم به ببر نگاه می کنم و می گویم جلو نروید!

ساعد سهیلی

یک جور دیکتاتوری عجیب پشت این مدل بازی گرفتن نیست؟

– آخر شهبازی خودش آن قدر شخصیت جذابی دارد که اذیتت نمی کند. خیلی رفیق هست. حس می کنم دوست دارد بازیگرش هم در سالن غافلگیر شود.

این مدل کار کردن با بازیگر حرفه ای خیلی عجیب هست. شما اگر فیلمنامه را خوانده باشید، می توانید پیشنهادهایی به کارگردان بدهید که شاید بعضی هایش را بپذیرد؛ اما در این مدل، اصولا چنین امکانی وجود ندارد.

– شاید برای بازیگران بی تجربه خیلی بیشتر جواب بدهد. من معتقدم هر بازیگری نسخه خودش را دارد. مثلا در همین فیلم، کسی مثل آذرخش فراهانی که اولین بازی اش را تجربه می کرد، بی نظیر بود.

اصلا در چنین شرایطی چطور می توانستید متوجه شوید که بازی درست چیست؟

– من دقیقا تقلید می کردم. مثلا شهبازی به من می گفت (هیچ وقت کاغذی دستم نداد که دیالوگ ها را بخوانم. برایم تعریف می کرد)… می گفت او، این را می گوید، بعد تو این را بگو، بعد فلانی که این را گفت، این را بگو! همه را برای مان تعریف می کرد، ما هم می رفتیم برای اجرا. حتی لحنش را می گفت که چطور اجرا کنیم.

به عنوان بازیگر، این که ادای بازی در آن موقعیت را برای تان در می آورد، حس بدی بهتان نمی داد؟

– نه. برای من افتخار بزرگی بود که با ایشان کار کنم. خیلی چیزها هم ازشان یاد گرفتم. او خیلی قدرت بازیگری دارد. هر روز با لذت به بازی هایی که می کرد نگاه می کردم و یاد می گرفتم.

حالا این طور بازی کردن لذتی هم برای شما داشت؟– اگر در فیلم دیگری دوباره تکرار شود، شاید نه؛ اما چون اولین بار بود، برایم تازگی داشت. کسی هم اینها را به من می گفت که خودش آدم بزرگی بود و بازی اش را قبول داشتم. آن قدر هم کارش ریزه کاری داشت که همه را با دقت دنبال می کردم و می دیدم که چقدر این ظریف کاری ها مهم هست.

الان اگر پیشنهاد فیلم تازه ای به شما بدهند، حاضرید با همین متد کار کنید؟

– قطعا! ولی به ایشان پیشنهاد می دهم که به من بیشتر اعتماد کند. (می خندد)

خب برسیم به تجربه بازی در «پل خواب» و همکاری با اکتای براهنی. ظاهرا اولش فیلمبرداری را با حامد بهداد برای این نقش شروع کرده بودند.

– بله. البته فیلمبرداری نکرده بودند اما تا روز شروع تولید رفته بودند و مثل این که دست آخر معامله شان نشده بود. فیلمنامه را خواندم و خیلی دوست داشتم و دیدم چقدر برای من جای کار دارد. همان موقع هم سریع بهش زنگ زدم و گفتم هستم.

شما قبل از شروع فیلمبرداری، با بهداد صحبتی کردید که مثلا اجازه ای از او بگیرید؟ البته شاید هم این چیزها برای تان مهم نباشد.

– راستش پیش خودم فکر کردم حتما از ایشان اجازه بگیرم، ولی فکر کردم که اگر گفت «نرو»، چی؟ من که خیلی دوستدارم بروم (می خندد)! در کل معتقدم حامد بهداد انسان و هنرمند بزرگی هست.

 ساعد سهیلی
کاراکتر شهاب در «پل خواب» با نقش هایی که قبلا بازی کرده اید، یک فرق مهم دارد؛ این که در طول فیلمنامه، سیری را طی می کند و ناخواسته از یک جوان آرام به یک هیولا تبدیل می شود. با چنین تمایزی در نقش، آگاهانه مواجه شدید یا این هم برای تان نقشی بود مثل باقی نقش ها؟– روی این فیلم خیلی کار کردم و زحمت کشیدم. حس می کردم اگر در این کار موفق نشوم، باید سینمایی را که این قدر به آن علاقه مند و وابسته شده ام رها کنم. یادم هست سر سکانسی از فیلم، رفتم توی دستشویی در را قفل کردم تا تمرکز کنم. (خوبی دستشویی این هست که دیگر کسی سراغت نمی آید!) آنجا توی آینه به خودم نگاه می کردم که متوجه شدم یک تکه از موهایم ریخته! از فشار روانی زیاد داشتم به سکته می رسیدم.

برای این فیلم فکر کردم اگر ساعد سهیلی در این وضعیت گیر می کرد و شیشه باز می شد، چه اتفاقی برایش می افتاد؟ آشنایی پیدا کردم و رفتم در حلقه آدم هایی که دور هم شیشه می کشند. خیلی حماقت کردم، چون واقعا برایم خطرناک بود اما چیزهای عجیبی آنها کشف کردم. مثلا این که چشم های شان واقعا متفاوت هست و هیچ حسی در آن نیست. بعد از این که دو سه کام گرفتند، یک دفعه آدم دیگری می شوند. چشم های شان درشت می شود، بی حس و حال می شوند و انگار قلب شان حذف و تعطیل می شود. یکی شان قاطی کرده بود و رفته بود جلوی آینه و به خودش فحش خواهر و مادر می داد! واقعا ترسیده بودم. آن سکانس قتل هم برایم خیلی وحشتناک و سخت بود. اصولا در این شش سالی که کار می کنم، «پل خواب» سخت ترین فیلمم بوده. پوست من را کَند.

یک سکانس سخت دیگر، سکانس مهمانی خانم «قدیمی» (شهین تسلیمی) هست؛ شهاب به هوای این که مهمان مراسم هست به خانه او می رود، بعد که می فهمد به عنوان کارگر ازش خواسته اند که بیاید و مدام دارد تحقیر می شود، برای ساختن این احساس متناقض چه ایده ای داشتید؟

– من همیشه اول سعی می کنم از چیزهایی که قبلا دیده ام، الهام بگیرم یا سراغ بانک خاطراتم بروم. این موقعیت هم قبلا برایم پیش آمده بود. مثلا در خدمت سربازی، روز اول «تی» دادند دستم و گفتند برو توالت بشور! تازه وقتی رفتم توالت ها را بشویم، نفر بالای سری ام آمد و گفت، نه! باید اسکاچ بگیری دستت و توی چاه را هم قشنگ تمیز کنی! یک دفعه فرو ریختم. گفتم من کجام، اینجا کجاست؟! یا مثلا یک وقت هایی آخر روز می گفتند لباس پوشیدی؟ می خواهی بروی خانه؟ باید شب را اینجا بمانی و نگهبانی بدهی! در حالی که من از قبلش برای آن شب برنامه ریزی کرده بودم. حالا اینجا سعی می کردم حسم از آن اتفاقات را به یاد بیاورم.

«پل خواب»، فیلم و نقش مهمی در کارنامه شماست. فکر نمی کنید اگر زودتر و در زمان بهتری اکران می شد، تاثیر بزرگ تری در مسیر حرفه ای تان می گذاشت؟

– راستش این طور فکر نمی کنم. من به اندازه ای که هستم بالاخره دیده می شوم، نه بیشتر و نه کمتر. ضمن این که از موقعیتی که دارم راضی ام و شاکر.

کلا بازی های قدیمی تان را با خیال راحت نگاه می کنید

– آره. آن چیزی هست که در قلب من بوده و باورش کرده ام. وقتی صادقانه جلوی دوربین رفته ام، چرا باید از تماشایش بترسم؟ از این که کم کاری نمی کنم و کم نمی گذارم، راضی ام.

شما از سال ۹۰ تا امروز، در پانزده شانزده فیلم بازی کرده اید و بازیگر نسبتا پرکاری محسوب می شوید. این خودخواسته بوده؟

– نه. مثلا فیلمنامه این سه تا کار امسالم در فجر – «ماهورا»، «اتاق تاریک» و «لاتاری» – را واقعا نتوانستم رد کنم، بس که دوست شان داشتم. عاشق فیلمنامه هایم می شوم که می روم.

راستی یک توضیحی درباره سه تا نقش تان در فیلم های فجر امسال می دهید؟ توی همه شان نقش اولید؟

– بله. در «ماهورا»، یک قاچاقچی عرب هستم. داستان فیلم هم واقعی هست، درباره قاچاقچیانی که می توانند پنج تا شش دقیقه زیر آب بمانند. در فیلم چند سالی از سن واقعی ام بزرگ ترم، اضافه وزن و لهجه عربی دارم. در «اتاق تاریک»، نقش مردی را بازی می کنم که با زنی شش هفت سال بزرگ تر از خودش ازدواج کرده و بچه دارد، در «لاتاری» هم پسر نوجوانی هستم که عاشق می شود و رفتارهای خام و نوجوانانه خودش را دارد؛ کارهایی می کند یا حرف هایی می زند که نباید.

خودتان کدام یکی را بیشتر دوست دارید؟

– هر سه نقش متفاوت هست. راستش همه کاراکترهایی را که تا به امروز بازی کرده ام دوست دارم. «ماهورا» به نسبت سخت تر بود. باید همزمان فکر می کردم به عربی حرف زدنم، به سنم، به پختگی ام و موقعیتی که در آن قرار گرفته بودم. هماهنگی این حس و حال ها در کنار هم، برایم سنگین بود.

وقتی این نقش به شما پیشنهاد شد، از خودتان و آنها نپرسیدید «چرا من»؟

– برای خودم هم جالب بود. البته دلیلش را هیچ وقت نفهمیدم و نپرسیدم. اما کارگردان مان آقای زرگرنژاد به بازی هایم علاقه داشت. می دانستم که کار خیلی سختی هست و دنبال بهانه ای بودم که نباشم، ولی خب آنها خیلی اصرار داشتند و دیدم مثل این که باید بروم!

امروز خیلی از بازیگران ما، بعد از مثلا یک دهه فعالیت حرفه ای، در این مسیر دچار احساس اشباع می شوند و دیگر با اشتیاق سال های اول، دنبالش نمی کنند. شما چطور به آینده مسیر حرفه ای تان نگاه می کنید؟– به آنها حق می دهم. به خاطر این که آدم اگر بخواهد این کار را واقعا جدی بگیرد، مریض می شود. می بینم که هر روز گریمور، موهای سفید شده تازه ای از سرم را نشانم می دهد. من بعد از «چند متر مکعب عشق»، نمی توانستم درست راه بروم، به خاطر این که رگ های سرم کش آمده بود. دکتر می گفت علتش بروز احساسات در طولانی مدت هست. خب یک جایی شما با خودتان می گویید در عوض تحمل این همه فشار، چه دارید؟ پس از یک جایی به بعد به آنها حق می دهم که بگویند: «برو بابا».

فکر می کنید این «برو بابا» برای شما هم اتفاق بیفتد؟

– سعی می کنم کم کار کنم تا این اتفاق نیفتد. اگر سالی مثلا یک فیلم کار کنم، آن انگیزه همچنان برایم هست و تشنه می شوم.

با وجود فیلم ها و بازی های خوبی که در این سال ها داشته اید، اما هنوز نقش مهم و به یادماندنی تان را بازی نکرده اید. یک نقش به قول خودمان «بترکان» که کارنامه تان را زیر و رو کند. اصلا به چنین اتفاقی فکر می کنید؟

– طبعا اتفاق جالبی هست که مخاطب تان این قدر گسترده باشد و فیلم تان به یادماندنی شود اما راستش هیچ وقت به این موضوع فکر نکرده بودم. همین که می بینم در هر فیلم نسبت به فیلم قبلی ام یک قدم جلو آمده ام راضی ام.

به نظرتان اتفاق خوبی بود که سر «گشت ارشاد»، سیمرغ نگرفتید؟

– نمی دانم؛ به هر حال بستگی به خود بازیگر دارد که سیمرغ برای او اتفاق خوبی باشد یا نه.

انگار برای شما؛ نفس بازیگری چیزی در خودش دارد که ارضای تان می کند.

– جلوی دوربین شدیدا لذت می برم. هیچ وقت این طور نبوده که تا این فیلم تمام شد، بروم سر یک کار دیگر. همیشه بین کارهایم فاصله ای گذاشته ام تا هم استراحت کنم، هم دوباره عطش بودن جلوی دوربین را داشته باشم. آن وقت هست که می توانم پیش تولیدِ کار خودم را انجام دهم و از بودن جلوی دوربین لذت ببرم.

انگار آن روحیه ساده قبل از ورود به بازیگری را هنوز با خودتان دارید. فکر می کنید بازیگری چقدر عوض تان کرده؟

– به نظرم هیچ چیز مهم تر از صداقت نیست. جلوی دوربین هم همین طور. جایی که دروغ می گویی، خودت می فهمی، تماشاگرت می فهمد و پلاتت هم خراب می شود. کاملا مشخص می شود که راست و دروغ کدام هست، کجا صداقت در آن هست و کجا همه اش بازی و اداست.

ظاهرا برخلاف خیلی از بازیگرها، بخش عمده لذت بازیگری برای شما جلوی دوربین اتفاق می افتد و بعد از آن، خیلی دنبال لذتش نیستید.

– البته که من هم حتما دوست دارم دیده شوم، ولی اولویت اولم نیست. اولویت اولم که برایم مثل ناموس می ماند، کارم جلوی دوربین هست و در این کار با هیچ کس شوخی ندارم اما در مرحله بعدی، وقتی فیلمبرداری تمام شد، طبعا هر چقدر فیلم بیشتر دیده شود خوشحال تر می شوم.

شاید بدبینانه به نظر برسد ولی فکر نمی کنید این که تا به حال آن نقش «بترکان» بهتان پیشنهاد نشده، به همین روحیه مربوط شود؟ این که چون به اصطلاح «خودتان» را توی چشم نمی کنید؛ کسی هم برای چنان نقشی به شما فکر نمی کند؟

– فکر نکند، مهم نیست. (می خندد) من وارد سینما نشدم که «بترکانم»، آمده ام که خیلی ساده و بی سروصدا از بازیگری لذت ببرم، همین.

با همین تعریف هایی که کردید رفته اید سراغ بیماران روانی و معتادان شیشه؛ اصلا به روحیه آرام و ساکت تان نمی خورد!– این روحیه برای پشت دوربین من هست، جلوی دوربین یک ساعد دیگر هستم. جلوی دوربین دیگر خیلی لخت هستم!

  • تاریخ : ۵ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : آسیان

خبری ایسنا: مدیر روابط عمومی پالایشگاه “بیدبلند خلیج فارس” از تیراندازی راکبان ناشناس یک موتورسیکلت به سمت خودروهای حراست این پالایشگاه خبر داد.

هدایت‌الله درخشنده اظهار کرد: حوالی ساعت ۲ بامداد امروز(۵ اردیبهشت ماه)،‌ راکبان یک دستگاه موتورسیکلت از بیرون محوطه پالایشگاه گاز “بیدبلند خلیج فارس ” به سوی خودروهای حراست پالایشگاه تیراندازی کردند که تنها یکی از خودروها آسیب دید و خوشبختانه هیچگونه تلفات جانی بر جای نگذاشت.

وی ادامه داد: دوربین‌های مداربسته ما در زمان تیراندازی بامداد امروز فعال بودند و فیلم تیراندازی که همراه با جزئیات هست،‌ در اختیار مراجع قضایی قرار خواهد گرفت. خوشبختانه در زمان تیراندازی نیروهای حراست با راکبان موتورسیکلت درگیر نشدند.

مدیر روابط عمومی پالایشگاه بیدبلند دو بیان کرد: پروژه پالایشگاه بیدبلند خلیج فارس، ابرپروژه‌ای ملی هست که در شهرستان بهبهان در حال اجرا هست و تاکنون بیش از ۷۵ درصد پیشرفت فیزیکی داشته هست.

وی گفت: در حال حاضر امنیت کامل در پالایشگاه برقرار هست و کارمندان اداری و عملیاتی ما در پالایشگاه مشغول فعالیت هستند.

درخشنده درباره بعضی شایعات مطرح شده در خصوص اینکه تیراندازی صبح امروز به سوی پالایشگاه به دلیل بحث استخدام‌های غیربومی بوده هست، گفت: این شایعات کذب هستند. هنوز انگیزه ضاربان تیراندازی امروز مشخص نشده هست.